طراحی راه‌حل‌های مبتنی بر بازی
جستجو
این کادر جستجو را ببندید.
جستجو
این کادر جستجو را ببندید.

یک بازی متفاوت برای غصه خوردن؛ آن اژدها سرطان

آن اژدها سرطان معرفی بهترین بازی خیریه جهان
آن اژدها سرطان معرفی بهترین بازی خیریه جهان

آن اژدها سرطان یک بازی معمولی نیست. این بازی با تمامی بازی‌­هایی که در تمامی عمر خود انجام داده­‌اید متفاوت است. این بازی تقدیم به عضو فقیدی از یک خانواده شده ­است و طراحی آن، برای یادبود وی انجام گرفته‌­است. هدف این بازی این است که کاربر متوجه شود برای روبروشدن با سرطان، راه درازی در پیش است.

داستان پیدایش بازی

فرزند کوچک این خانواده، دچار سرطان شد و این خانواده برای برخورد با این موضوع، راه خاص خود را پیش‌­گرفتند. جوئل، فرزند این خانواده، تنها یک­‌ساله بود که پزشکان متوجه این قضیه شدند و حتی قوی­ترین شیمی‌­درمانی­‌ها راه حلی برای جوئل و خانواده­‌اش نداشت.

آن اژدها سرطان
آن اژدها سرطان

خانواده جوئل متوجه شدند که تنها 4 ماه برای دیدن فرزند نازنین‌شان زمان دارند و تصمیم گرفتند داستان خود و کودکشان را به راه غیر معمول برای همیشه زنده نگه دارند.  پدر این خانواده، رایان، یک توسعه­‌دهنده بازی بود و وی با تیمش تصمیم به انجام کاری بزرگ کردند ایجاد یک بازی بسیار خاص.  بازی که در آن همه چیز متفاوت است.  یک بازی به اسم آن اژدها سرطان !

آن اژدها سرطان یک بازی بدون رقابت

بازی آن اژدها سرطان، یک بازی متفاوت است در این بازی، نشانی از رقابت نیست. هرچند شما می‌توانید کاری کنید که جوئل در این بازی بخندد و راحت‌­تر باشد اما شما در این بازی بالا و پایین­‌های احساسی مراقبت از جوئل را درک­ می‌کنید.

 

در این بازی، شما به همراه پدر و مادر جوئل گاهی از دیدن جوئل می‌­خندید و گاهی گریه می­‌کنید! در بازی مواقع زیادی پیش می­‌آید که شما هرگز نمی‌­توانید کاری کنید که جوئل گریه نکند.

از پدر و مادر جوئل بشنویم

عقیده پدر و مادر جوئل این بود که شاید سرطان بتواند زندگی جوئل را از وی بگیرد، اما سرطان نمی­‌تواند بازی را از جوئل و خانواده بگیرد.

رایان می­‌گوید :” نه این یک بازی نیست، اما در درون آن یک سری بازی وجود دارد و این بازی واقعا فان نیست! اما مواقعی در این بازی هستند که فان هستند! و زندگی مخلوط عجیبی از غم­ها و شادی­‌هاست و باید آن را بپذیریم!

وقتی جوئل فوت شد، تمامی تلاش پدر و مادر وی برای طراحی یک بازی برای زنده نگه‌­داشتن یاد جوئل و هم­چنین فراموش نکردن وی بوده‌است. این موضوع برای خیلی از افراد بسیار عجیب است که این خانواده هیچ­‌گاه حتی لحظه­‌ای نمی‌­خواهد جوئل را فراموش کند.

آن اژدها سرطان، یک بازی خاص در دنیای بازی است و سر و صدای زیادی هم به راه­ انداخت. رایان در این زمینه می­‌گوید: ” فکر می‌­کنم همواره این باور در پدر و مادرها وجود دارد که فرزندان آن­ها تاثیری در دنیا بگذارند ” و ما این کار را کردیم کاری کردیم که فرزند ما در دنیا تاثیر خاص خود را بگذارد!

در نظر بگیرید که این مثال یک بازی جدی است. به این سبک از بازی‌ها Empathy Game می‌گویند. هدف نهایی این بازی‌ها احساس حس همدلی است!

تصویر کامران حاتمی
کامران حاتمی
حدود 10 سالی است که در حوزه گیمیفیگیشن و طراحی رفتار به‌صورت تخصصی فعالیت می‌کنم و علاقه زیادی به ترویج این موضوعات در ایران دارم. آقای گیمیفیکیشن یک تیم است و من کامران حاتمی، مدیر این تیم پرانرژی و حرفه‌ای هستم. پیش‌زمینه تحصیلی مهندسی کامپیوتر (از علم و صنعت) و MBA (از امیرکبیر) دارم و در مسیر فعالیتم در حوزه گیمیفیکیشن، مطالعات گسترده‌ای در زمینه‌های نوروساینس، روان‌شناسی و علوم رفتاری داشتم. هم‌چنین کتاب‌های طراحی گیمیفیکیشن، گیمیفیکیشن در تدریس، هر آنچه باید درباره طراحی بازی‌های آموزشی اثربخش بدانید، ۱۴ روز تا شادی پایدار و اضطراب را ترجمه کرده‌ام. در حال حاضر در سوئد هستم.

90 پاسخ

  1. خیلی خیلی خیلی خوووووووب بود .. چقدر جالبه که ما میتونیم با بازی حتی دردهامونم به اشتراک بزاریم یعنی نه تنها اشتراک که میتونیم درک کنیم … چیزی که قبلا حتی تصورشم محال بود ولی الان داره نتیجه میده … میدونید بعضی چیزا هست که بیان میشه ولی نمیشه فهمید مخاطب چقدر اونو لمس کرده مثل آدم هایی که مثلا یه عضوی از بدنشون قطع شده و حس میکنن اون قسمت به شدت میخاره. .. مادری رو میشناسم که ۴ ساله پسر جوانش رو از دست داده و هنوزم میگه جگرم از این داغ میسوزه دارم و اطرافیاش این بی تابی ها رو نکوهش میکنن … بازی چقدر میتونه این حس ها رو منتقل کنه..
    هیچ وقت فک نمیکردم راهی برای انتقال درد وجود داشته باشه ..

  2. من فک میکنم اگه یه همچین چیزی برا خانواده شهدا اینجا انجام بشه حتمن میترکونه چون میدونید مادرای شهدا جدای اون عشق مادری که به فرزندشان دارن یه حس حماسی و افتخار خاصی در کنارش وجود داره که این درد و تلخی رو تسکین میده … مخصوصا با توجه به اینکه ما هنوز مادرایی رو داریم که چشم انتظار فرزنداشون هستن 🙁

  3. سوال اول روز ۱۰:
    بنظرم الان ما مردم ایران تو یه همچین بازی ای قرار گرفتیم. یه بازی که توش هر چقدرم تلاش بکنیم ، نتیجه اش تو موفقیتمون تاثیر خاصی نداره معمولا :/
    ولی حالا مردم الکی میرن دانشگاه ، هر روز بیدار میشن الکی میدون ، ولی بازم قراره کمتر از روز قبل بدست بیارن و …

    یه سوالی که پیش میاد اینکه برای دستاوردگراها هم بازی ای مثل آن اژدها سرطان، یا مثلا بازی تباهِ پوه جذابه ؟

    1. پو برای همه نوع آدم جذابه و بنظرم تباه نیست خودم قفلش بودم یه زمان:)) برای دستاوردگراها هم جذابه آن اژدها صرفا بخاطر تجربه دفعه اول

      1. منظورم از تباه اینه که در ازای وقتیکه آدم صرف میکنه چیزی بدست نمیاره .
        اون دستاوردگرایی که صرفا برا تجربه اول بازی میکنه یه کمم شاید برا جستجوگریشم هست که دلش خواسته ببینه چه اتفاقی میفته .
        پ.ن: الان تو جمله اول گفتین دستاوردگرایین(جواب سوال روزای اول). چون خودتونو بعنوان مثال نقض اینکه دستاوردگراها جذب پو نمیشن مثال زدین 🙂

  4. سوال ۲ روز ۱۰:
    الان مثلا میشه بازی مافیا یا دیوان رو اسم اعضاشو عوض کرد برا ساخت یه همچین بازی ای . ولی یه کار جدید تر بکنیم . تو پست بعدی میگم …

  5. سوال ۲ روز ۱۰:
    تعداد بازیکن: ۴ تا ۱۶ نفر
    یه صفحه مثل صفحه و مهره های منچ( خوب در همین حد بازی میشناسم:) ) در نظر میگیریم.
    و به تعداد شرکت کننده ها کارت داریم. که رو نصفش ویژگیای یه فروشنده موفق و رو نصفش ویژگیای یه فروشنده نا موفق رو تک تکش نوشته شده . مثلا رو یکی مینویسیم خوش زبون ، رو یکی مینویسیم بداخلاق، رو یکی دروغگو و به همین ترتیب… یا اینکه مثلا نصف کارتا رو اسم شرکت خودمون و نصفی شرکت رقیبمون نوشته شده.

    اعضا به دو گروه مساوی تقسیم میشن و بعد کارتا بر میخوره و بینشون تقسیم میشه. هیچکس نباید بروز بده چی دستشه. کارتای با ویژگی بد خائنند.

    و اینکه به هر کس یه مهره داده میشه. هر نفر از تیم، نقش یه مهره از یه رنگ منچ رو برعهده میگیره و قراره برسه به ۴تا خونه ی اخر. هر کسی هم برا خودش تاس میندازه و تک مهره خودشو حرکت میده.
    هر تیمی که زودتر ۲ تا افراد غیرخائنش رسید به خونه آخر (خونه مشتری) بردن. اماااا….

    اگه خائنا بتونن وارد خونه ی مشتری بشن و تاسشون جوری بشه که به جای مهره قبلیا قرار بگیرن ، میتونن مهره قبلیا که وارد خونه شدن رو بزنن و پرت کنن بیرون و موفق شدن اون تیم رو عقب بندازن .

  6. سوال ۱ روز ۱۰:
    تم بازی این جوری طراحی شده که آدم با خانواده ی جوئل هم ذات پنداری کنه. اگر بخوام در رسته ی هم ذات پنداری بازی بگم همون که خودت گفتی جدایی زوج ها جالبه ولی با این تفاوت که فقط برای زوج ها نباشه و شامل انواع کات های موجود باشه. چون اکثرا هم حداقل یه همچین تجربه ای دارن قشنگ هم ذات پنداری صورت می گیره.
    یه تمش اصن شاید در راه مبارزه با ایدز باشه و‌به سفارش ستاد پیشگیریش. دیگه اینکه مجوز بگیره این تم یا سانسور بشه اللّه اعلم!

    1. اصن بدون شما کیف نمیده . داشتم فکر میکردم دیگه تنهایی ادامه ندم:)

      1. بعد اون جوری میتونی با دیجی کالا و روم به دیوار هم برای فروش کاندوم قرارداد ببندی 🙂

  7. جواب سوال 1 روز 10 دوره گیمیفیکیشن در کسب و کار :
    به نظرم میشه از این ایده برای درک تجربه‌ی زندگی افرادی که ایدز دارن استفاده کرد! خیلی دردناک و ناراحت‌کننده‌ست…مخصوصا نحوه‌ی تعاملات اجتماعی و برخورد سایرین با این افراد…میتونه تاثیر فرهنگی بزرگی داشته باشه!

  8. جواب سوال 2 روز 10 دوره گیمیفیکیشن در کسب و کار :
    بازی داره برای تیم فروش یک طراحی میشه! پس هدف اصلی فروش یک محصول(محصولات) یا خدمت(خدمات) تو یه بازه‌ی ریالی یا دلاری در قالب تارگت مشخص هست!
    خائن معمولا به فردی گفته میشه که در راستای رسیدن به هدف اصلی به تیمش خیانت میکنه!

    حالا با این مفروضات میتونیم یه همچین بازی‌ رو ترتیب بدیم که اعضای تیم قبل از پخش کارت‌ها حق رای دارن! حق رای برای انتخاب یک الگو….الگو مثلن کسی باشه که اعضای تیم شهادت میدن در هر حالتی این فرد میتونه در جهت اهداف حرکت کنه و با هر نوع حیله‌ای مبارزه کنه… الگو با رای اکثریت انتخاب میشه سپس با کارت‌های بازی بین مابقی افراد تقسیم میشه!
    پس الگو انتخاب شده
    و الان هر یک از افراد تیم با برداشتن یک کارت وارد یک نقش میشن! یکی مشاور الگو، یکی مدافع الگو، یکی دستار اجرایی الگو، یکی خدمتکار الگو، یکی مشتری و یکی هم خائن…
    حالا تعداد نقش های مثبت به تعداد افراد گروه میتونه بیشتر یا کمتر اضافه و کم بشه!

    حالا بازی شروع میشه
    یک صفحه رو در نظر بگیرد که شامل ۴مرحله هست. و این چهار مرحله همون خونه‌های موجود در نمودارِ قیف فروش شرکته!
    الگو باید بتونه با و به کمک افرادش شخص مشتری رو در هر مرحله هدایت کنه و اون رو به مرحله نهایی کال تو اکشن برسونه و ازش بخواد عمل مشخصی رو انجام بده! نقش خائن بازی با احساسات مشتری و وسوسه ی اون به عدم انجام خواست شخص الگو هست…!

    حالا بازی جذاب میشه
    خائن مجازه از هر تریکی برای منصرف کردن شخص مشتری استفاده کنه و الگو باید بتونه اون رو مدیریت کنه…!

    مشتری کاملا آزاد و دارای اختیار و انتخابه! و هیچگونه مجازاتی برای انتخاب هاش شامل حالش نمیشه…

    عبور از هر مرحله برای الگو و تیمش امتیاز مشخصی داره!
    انصراف مشتری از هر مرحله هم برای خائن امتیاز مشخصی داره!

    در نهایت به برنده‌ی بازی نشان استراتژیست تیم فروش داده میشه! و فرد برنده اختیار تدوین ۱ استراتژی اساسی در منشور فروش تیم رو داره که این استراتژی تا پایان عمر مجموعه به اسم ایشون ثبت میمونه!

    ارادتمند:)

    1. برگاممم! چه خوب بود اصلا انتظار نداشتم ازت! ولی یه نکته بازیت رو دوست نداشتم اینجوری خائن خیلی رو هست!از همون اول مشخصه کی خائنه !

      1. آقا ارادت…خبش که میشه برای اون خائن یه فکری کرد که خیلی هم رو نباشه! مثلن میشه توی دو نوبت کارتارو پخش کنیم، مرحله اول فقط همه عناوین اصلی بین اعضا توزیع بشه، مثلن همون مشاور و دستیار و خدمتکار و اینا! کارتی به اسم خائن اون اول نداشته باشیم! دور دوم توزیع کارتا اینشکلی باشه که هیچکسی نباید کارتی که برمیداره رو به بقیه بگه! توی دور دوم همه کارتا پوچ هستن بجز یه یه کارت که روش نوشته: [کسی نفهمه ولی ماموریت تو اینه که الگو رو شکست بدی] بعد همه یجورایی به هم شک دارن و هیچکی نمیدونه الان کی قراره خیانت کنه به الگو! میشه براش الگوریتم تعریف کرد و کلی بسطش داد و قانون نوشت!

    2. سوال۱ روز دهم
      بازی طراحی بشه در مورد اعتیاد و کارتن خوابی در این دو مورد می شه فرد نجات پیدا کنه یا تمام زندگیش رو از دست بده

  9. برگاممم! چه خوب بود اصلا انتظار نداشتم ازت! ولی یه نکته بازیت رو دوست نداشتم اینجوری خائن خیلی رو هست!از همون اول مشخصه کی خائنه !

  10. سوال ۱ روز ۱۰
    یه بازی که تو نقش یه دانش آموز یا دانشجو قرار میگیریم که سعی میکنه دکتر بشه و با هر سعی و تلاشی تهش نمیتونه دکتر بشه یا وقتی هم که دکتر بشه میفهمه اصلا دکتری رو دوست نداره (ته بازی هم لوگو یه مرکز مشاوره شغلی و تحصیلی میاد و میگه که بنا به علایق و استعداد هاتون رشته تحصیلی و شغل انتخاب کنید)

  11. جواب سوال 1 روز 10:
    به نظر من میشه یه بازی برای ترنس‌ها ایجاد کرد مطمئن نیستم که بتونه مخاطب بیشتری جذب کنه ولی خب برای درک مشکلات قشری از جامعه ما میتونه مفید باشه، مثلا تو این بازی ویدیویی میشه زاویه دید ما از درون یه جسم باشه، یه جسمی که ظاهر و باطنش متفاوته، این فرد باید بره تو جامعه زندگی کنه و طبیعتا با هر رفتار و حرکت و نوع برخوردش و …هر جایی از این بازی که باشه مثل خیابون، فروشگاه، سینما و… به مشکلاتی بر خواهد خورد و طبیعتا برنده شدنی هم نداره و این مشکل همیشگی باهاش خواهد بود اینجوری احساس همذات پنداری بیشتری داریم با این افراد چون تا یه حدی با مشکلاتشون زندگی کردیم

    جواب سوال 2 روز 10 :
    ما دو تا تیم ۴ نفره داریم و این تیما هر کدوم نمایندگان فروش شرکت های مختلف هستن ولی با اعضای ۴ نفره، بازی ما اینگونه خواهد بود کهکارتایی قبل از بازی بین اعضای هر کدام از تیمها پخش خواهد شد که شرح وظایف اونهاست و یکی از این افراد از هر دو تیم میشه خائن و این خائنا زمانی برنده بازی خواهند شد که مانع موفقیت تیم خودشون بشن و اینم بگم رقابت این تیما برای به دست آورد پوله، چجوری؟ هر کدوم از این تیما یه بانک دارن و توی اون ۵۰۰ واحد پول دارن، بازی اینگونه هستش که یه صفحه بازی داریم مثل منچ حالا یا شبیه به اون و هر کدوم از این افراد هر کدوم یه مهره تاس به صورت نوبتی بین بازیکنا انداخته میشه و توی صفحه بازی چن تا خونه هس خونه های سبز بهت پول اضافی میده، و خونه های زرد رنگ رو میتونی بخری تا از بازیکنای دیگه پول بگیری وقتی به اون خونه رسیدن که هر کدوم هم قیمت مشخصی دارن، و خونه‌های قرمز ازت پول میگیرن باز به میزان مشخص هدف اینه که خونه‌های بیشتری بگیری تا از اعضای بقیه تیما پول بگیری و اونا رو مجبور کنی که پولشون رو تموم کنن تا تیم شما و شرکت شما برنده این مسابقه فروش محصولات بشه( ینی به نوعی این خونه‌ها هر کدوم به منزله بازار هایی هستش که شرکت میتونه به دستش بیاره)
    اگه پول یه تیم به نصف برسه مجبوره از خونه‌هایی که خریده بفروشه و اینکه وظایف اعضای تیم محرمانه هس و هیشکی خبردار نمیشه از همدیگه و خائن هم تنها هدفش اینه که خرابکاری کنه مثلا پولای بیشتری هدر بده یا خونه‌هایی رو که میخواسته بخره رو نخره تا اینجوری تیمش ببازه و …
    نمیدونم تونستم خوب توضیح بدم یا نه

    1. خوب توضیح دادی فیلم بازم که هستی انگار در کل داشتم به کفش فروشی فکر میکردم بازی این شکلی برای آموزش شاگردای کفش فروشیت شاید نمیدونم

  12. سوال 1 روز 10: ماشالله توی ایران معضل کم نداریم. در راستای همین بازیِ جوئل، میتونیم بازی‌ای برای شناختن نحوۀ رفتار درست با کودکانی که سندروم داون دارن یا افرادی که ایدز دارن یا کلی حرکت اجتماعی دیگه بسازیم. منتهی چیزی که باید توی این‌ها دقت بشه، اینه که چه چیزی قراره به مخاطب آموزش داده بشه و از چندین فیلتر رد بشه تا رفتار نادرستی رو القا نکنه.

    سوال 2 روز 10: خب هدف از بازی “آموزش نحوۀ فروش” به افراد جدیدالورود به تیم فروش هست. قدم‌ها و مرحله‌های بازی می‌تونه بر اساس قیف بازاریابی یا استراتژی اون تیم باشه.
    بازی اینطوریه که کارت‌هایی پخش میشه و توش یک سری نقش نوشته شده؛ مثل کارشناس سوشال، پشتیانی و … و یک خائن. روند بازی میتونه به این صورت باشه که تاس بریزن و بازی رو جلو ببرن و با چالش‌هایی روبرو باشن. کار خائن اینه که طوری که مشخص نشه، کارت‌ها رو اشتباه بیان کنه و سعی کنه ترندهای اشتباه و سختی‌های اشتباه رو ایجاد بکنه که افراد نتونن به پایان برسن. کسی هم که به آخر برسه و گیرِ خائن نیوفته، برنده‌ست و میتونه از دورۀ آموزشی تموم بشه و کارش رو شروع کنه.

  13. به نظرم حوزه کودکان کار می تونه موثر باشه. اینطوری که محیط هایی که یک کودک کار در زندگیه روزمره اش تجربه می کند را با خطرات مختلف آن نمایش دهند و به آن کودک برای فرار از خطر کمک کند، محیط خانواده و احساس مسولیت کودک هم بخشی از زندگی اوست که معمولا توسط دیگران در نظر گرفته نمی شود و نگاه به کودکان کار خلاف واقعیت است

  14. سوال دوم روز دهم:
    مثلا فروشنده های شرکت ما و یک نفر هم کارت رقیب. فروشنده ها براساس کارت تکنیک های فروش، بازاریابی و… را برای یک محصول می گویند و محصول را به بازار مورد نظر ارائه می دهد، به جای نقشه جهان، نقشه بازار خود را داریم و کارت رقیب هم عوامل کاهش فروش و جذب مشتری را پیاده می کند و محصول به بازار وارد نمی شود.

    1. محصول بیشتر در بازار برنده است، عه این همکاری نشد که!
      همین صفحه ی بازار فروش اما این بار نقش ها با کارت مشخص می شوند و یک نفر در جهت کاهش فروش تلاش می کند (برای محصولات خودمان) با این تفاوت که کسی نمی داند، مشاور خائن است یا پخش کننده. در پایان اگر فروش موفق بود گروه برنده است وگرنه تمام ضررها می شود سود خائن.

  15. سوال اول روز دهم دوره گیمفیکیشن در کسب و کار: آقای حاتمی من یه چیز میگم اگر شما دیدید داره نا امیدی رو تو جامعه انتشار میده حذف کنید کامنت م رو … یه بازی باشه به اسم زندگی یک ایرانی … خدایی ملت خیلی نجیبن تو یه هفته قیمتاشون اندازه دو ، سه سال افزایش پیدا میکنه … باز شب میخوابن صب قیمتا ۳ برابر شده ..یه هفته نشده ویروس انفلانزا کشور و بر می داره… بعد طرف حقوقش ثابته باید خانواده رو از لحاظ مالی و روحی و جسمی و همه چی ساپورت کنه.. مگه میتونه… فرداش میری اینستا با بنزین برات جک ساختن .. میری توییتر میبینی هشتگ حسنک کجایی ترند شده .. پس فرداش رئیس خاور دور میگه من خبر نداشتم فقط میگ میگم… باز بیشتر رو ملت فشار میاد این طفلکی ها ولوم طنز ماجرا رو بیشتر میکنن .. به نظرم یه بازی باشه بیاد مشکلات زندگی مونو نشون بده ببینیم کی میتونه رد کنه بده مرحله بعد…. خیلی هم باید طنازانه چالش ها برنامه ریزی شه چون خنده بر …
    خدایی یکاری کنیم ملت خودشون و نشون بدن … این استعدادهاشون و بریزن بیرون اقا،،، چقدر سلبریتی پروری ،،تا کی احسان علیخانی،، تا کجا رامبد جوان … بک بازی هم میدیم یار شیرین
    بخونه ..چه دلنواز اومدم اما …
    خدا شاهده…

      1. سوال ۲ : ما یکسری کارت داریم صفر و یک ..
        و دوتا تاس خاص
        و یه تاس چند وجهی که خائنمونه
        بازیکنان هر مرحله برای رفتن به مرحله بعد باید تاس بریزن و اعداد باینری شو با کارت هاشون که به تعداد مشخص هر کسی میتونه برداره باید بچینن در غیر اینصورت به مرحله بعد نمیرن. و حالا بعضی وقتا بازیکن عددش جور نمیشه در صورتی میتونه از دوستانش کارت قرض بگیره و عددش و بچینه که تاس چند وجهی مون عددش مضرب عدد خودش باشه حالا اگر نبود با هر بار تاس انداختن یکی یه کارت از اعضا کم میشه .. در آخر تیمی که بتونه بیشترین اعداد و جور کنه و بیشترین کارت رو داشته باشه و موقعیت ش تو صفحه بالاتر باشه بقول دوستمون خر بزرگی بازیه
        تیمی که برای فروش همکاری لازم و داشته باشه برنده اس

  16. سوال یک‌ روز دهم
    با توجه به آمار بالای سوان رانندگی و تلفات ناشی از آن که چیزی حدودی هفده هزار کشته‌ در سال هست و همچنين تعداد بالای مراکز مغزی میتونه موضوع مناسبی باشه
    و همچنين موضوع کودکان کار

    سوال دوم
    البته توی سیستم‌ فروش فکر ميکنم دوجور خائن وجود داره یک خائن که باعث کاهش فروش شرکت میشه و یک خائن که تیم فروش رو لو میده، به نظرم نقش این خائن در هدف کار خیلی مهمه پس میتونیم یک بازی طراحی کنيم شایدم خیلی ساده باشه که این موضوع يادم افتاد که چهار نفر دانشجو قرار میزارن نرن امتحان بدن بعد بشصفگن ماشینمون پنچر شده بعد که رفتن امتحان جبرانی بدن‌ استاد باهوششون فقط یک سوال میده :
    کدوم تایر ماشین پنچر شده بود؟ 20 نمره

    1. ببخشید سوال اول اون سوانح رانندگی هست
      و اون یکی مرگ مغزی

      1. تیم فروش متشکل از چند نفره که تیم فروش احتمالا با هم هماهنگن مثلا بچیچونن یا حال مدیر فروش رو بگیرن پس اگر یکیشون بندو آب بده اونجا برای تيم فروش خائن میشه دیگه

  17. جواب ۱ روز ۱۰: به نظرم ساخت چنین بازی یه رنگیزه قوی و محکم و یه معنا می خواد که اونها داشتند. اگه اون مدلی فکر کنید فرقی نداره چه بازی ای بسازی! هرکدوم رو بسازی با اون مدل جواب میده

    سوالای دوره داره خیلی چالشی میشه، دومی رو ایده ای ندارم ولی بقیه بچه ها جواب های باحالی داشتن تا اینجا

  18. سوال اول روز دهم : ما تو ایران با معضلات زیادی روبرو هستیم ، انواع بیماری های لاعلاج و درگیری های اجتماعی و …
    چیزی که از همه بیشتر منو ازار میده محیط زیسته و به نظرم‌اگر یه بازی تو زمینه ان اژدها ساخته بشه که نشون بده ما با این رویه زندگی و این رویه رفتار با محیط زیستمون قطعا نابود میشیم بسیار بازی موفقی خواهد بود .
    سوال دوم روز دهم : اول از همه ، الان که خیلی دیره پی دی اف هات رو قطعا درست کردی ولی جان من ویرگول بذار .حدس زدن جای ویرگول ها و نقطه ها تو جمله هات از خود سوالا سخت تره
    الان نری تو جمله های من دنبال غلط انشایی بگردی که خودمم غالباً رعایت نکردم
    تیم فروش به دنبال رسیدن‌به هدف A هستن
    خائن هم به دنبال هدف A هست اما برای تیم فروش یه شرکت دیگه
    پس تو این زمینه خائن خودش رو همراستای تیم فروش نشون میده
    تیم فروش میدونه که یه خائن وجود داره
    و همشون باید تلاش کنن که الگوریتم فروش رو طوری به هم دیگه نشون بدن که قابل رمزگشایی نباشه که اگر لو رفت خائن مشخص بشه
    پس شیوه بازی اینطوری میشه که
    کارمندای فروش رو به وسیله یه سری کارت به دو قسمت میکنیم توی ای کارت ها دو تا کارت هست که نشون دهنده خائن هر تیمه ، یعنی در واقع دو تا خائن لازم داریم
    خائن ها همدیگرو نمیشناسن اما سر تیم های فروش نفوذی خودشون رو. میشناسن و باید سعی کنن بدون اینکه تیم فروش مقابل و هم تیمی های خودشون نفوذی رو بشناسن اطلاع نفوذی خودشون رو توی بازی تزریق کنن و بازی رو ببرن
    امیدوارم که تونسته باشم منظورم رو برسونم

      1. روز 10 سوال1:
        بنظرم اگه یه بازی ساخته بشه که زندگی یه زوج خوشبختی رو بازی کنه و بعد اینها از هم دلخور بشن و طلاق بگیرن و اتفاقاتی که بعد از طلاق رقم میخوره رو بازگو کنه و این بازی رو اجباری کنند برای کسانی که میخوان از هم طلاق بگیرن به این صورت که زن و شوهر باید باهم بازی کنند تا مراحل رو بگذرونند احتمالا درصد طلاق کاهش پیدا کنه
        سوال 2: یه مسابقه ای گذاشته بشه واسه تیم فروش یه شرکت و بعد یه خائن میون اونها باشه, بعد قوانین بازی به این صورت باشه: استراتژی تیم فروش نباید لو بره, فروش ماه اینده باید افزایش پیدا کنه, فرد خائن باید پیدا بشه اگه این 3 مرحله رو گذروندن یه پاداشی علاوه بر پورسانتشون میگیرند

  19. جواب اول روز دهم-گیمیفیکیشن در کسب و کار
    در همه مواردی که گفتین قابل اجراست .بعنوان مثال آمار کودکان اوتیسم در ایران متاسفانه به شدت افزایش یافته و دارای طیفهای گسترده ای هست به طوری که بسیاری از خانواده ها حتی تا زمان مدرسه و در طیفهای ضعیفتر تا بزرگسالی هم متوجه این اختلال نمیشن و اگر هم متوجه اختلالاتی که ناشی از این مساله هست بشن گاهی بخاطر ترس از قبول مشکل و گاه ناآگاهی برای نحوه رفتار درست با رفتارهای اشتباه این اختلالو شدیدتر میکنند حتی مسائلی مثل اضطراب،افسردگی و غیره رو هم اضافه میکنند.حالا اگه یه بازی باشه که احساس بچه های درگیر رو طی اتفاقات روزمره نشون بده و نحوه رفتار درست و غلطو با احساس متقابل کودک نشون بده هم خانواده های درگیر و هم سایر افراد اجتماع رفتار درست رو یاد میگیرن و بنظرم کمک بزرگی به کل جامعه میشه و المانای این بازی خیلی کمک میکنند در این مسیر.

    1. جالبه که مثلا من الان دارم یکار برای دیابتیا میکنم بعد یچیز جالبی فهمیدم اونم اینکه هر چی یه آدم در سن پایین تری متوجه دیابتش بشه پذیرش خود طرف بالاتر و پذیرش خانوادش پایین تره

      1. دقیقا همینطور مرحله پذیرش و بعد آگاهی و آموزش کیفیت زندگیو همه رو بالاتر میبره

  20. جواب دوم روز دهم -گیمیفیکیشن در کسب و کار
    خوب ما مفهوم‌خائن تا اینجا برامون فردی هست که آگاهانه باعث باخت میشه من میخوام از یه زاویه دیگه بهش نگاه کنم از نگاه بی سوادی فروشنده و بازاریاب
    ما دو تا تیم فروش داریم که برای فروش یه محصول جدید تارگت زدن اعضای تیم شامل چهار نفر باشه یه نفر فروشنده ارشد با سابقه بالا و رزومه قوی یه نفر فروشنده متوسط و یه نفر فروشنده معمولی نفر چهارم یه فروشنده ضعیف یا تازه کار که بود و نبودش بعد از بازی به بردش بستگی داره به نوعی مجبوره نقش خائنو داشته باشه چون نه توانایی و نه سواد کافی برای ارائه راهکارای فروش نداره یعنی اگه بتونه موقعی که نوبتشه با بازی قوی حریف مقابلشو ببره که توی تیم میمونه حتی اگه زرنگ باشه برای بقا مجبوره یا دست طرف مقابلو بخونه یا خودش حرکت بهتری بزنه.خائن یا نفر چهارم برای بقا حتی میتونه از تیم مقابل کمک بگیره و این یعنی سه نفر دیگه هر تیم مجبورند کنار بازی حواسشون به انتخابای خائن هم باشه و اگه لازم شد راهنماییش کنند .اینجوری توی بازی هم نیرویی که نتونسته خودی نشون بده دیگه شایستگی حضور نداره و حذف میشه و نیروی جدید با دانش بیشتری در کنار یه کار تیمی رقابتو یاد میگیره و بقیه هم نفاط ضعف و قدرتشونو میفهمن.

    1. ببین نقش خائن وقتی جذابه که کسی ندونه کی خائنه کی خائن نیست !وقتی مشخص باشه کی خائنه جذابیت بشدت میاد پایین اصلا توی خیلی از این بازیا کارت خائن ممکنه توی بازی نباشه ولی باز خائن ببره:)

  21. سوال اول روز دهم:
    بنظرم اینجور بازیا تو ایران در نورد معضلاتی مثل اعتیاد و ترنس ها خیلی جواب میده
    چون هنوز خیلی از مردم ما آگاهی درستی در این موردا ندارن و میتونن با این بازی در مورد مشکلات این دو مورد آگاه بشن و راحتتر با افراد این‌چنینی کنار بیان و رفتارشون باهاشون درست باشه

  22. سوال دوم روز دهم:
    راستش من دقیقا طرح کامل بازی رو نمیدونم ولی وقتی توضیحات بازی نیمه همکاری مشترک رو خوندم و اونو با تیم فروش مقایسه کردم این اومد تو ذهنم که مثلا تو هر تیم فروش یه شرکت یه شخصی هست که جاسوسه و از شرکت رقیب خودشو وارد تیم کرده. اون شخص خائن میتونه همین جاسوس باشه که قصد زمین زدن و نابود کردن تیم رو داشته باشه. که تیم باید خرابکاری های اون جاسوس رو از بین ببره تا نتونه پیروز بشه و شرکت رو سرپا نگه داره

    نمیدونم اصلا ایده قابل قبولی هست یا نه!

  23. سوال 1 روز 10: به نظرم با موضوع نابودی زمین بد نباشه…هم الان دغدغه خیلیا هست هم میتونه فرهنگسازی کنه و تهش هم بالاخره زمین نابود میشه اما ما میتونیم عقب بندازیمش و تا زمانی که نابود نشده ازش استفاده کنیم و لذت ببریم

    سوال 2 روز 10: وقتی brain storm میکنن سر یه مشکلی کارت پخش کنن و احتمال اینکه توشون خائن باشه هم وجود داشته باشه…خائن باید یجوری کار کنه که کسی نفهمه خائنه اما پیشنهادهای درستی هم نده (کارش سخته) و اگر کسی بتونه خائن رو پیدا کنه خائن باید بهش شیرینی بده

    1. و اگر هم کسی خائن رو پیدا نکرد باید آخر بازی بگه کجاها خائن بودنش معلوم بوده و جایزه بگیره

  24. سوال ۱ روز ۱۰ :
    اگه منظورت از تم بازی آن اژدها سرطان اینه که هرجور بازی کنی تهش نتیجه یه چیزه اونم باخته ، یه ایده ی به احتمال زیاد نشدنی دارم که بنظرم بشدت طرفدار پیدا میکنه
    میشه یه بازی به اینصورت طراحی کرد که یه جامعه ای هست حالا به اسم ناکجا آباد (نگیم ایران !) که هر روز مشکلاتش بیشتر از دیروزه . فساد و دزدی و اختلاس و تورم و وقاحت به بالاترین حدش رسیده و مردم میخوان به این وضعیت اعتراض کنن .
    اما انقدر نیروهای ضد شورشی و بسیجی و انواع و اقسام سلاح و ماشین آب پاش و غیره هست که هرکاری میکنن نمیتونن
    میتونه جمعی هم باشه بازیش و همه چیش مث واقعیت باشه همه پروفایل دارن و باهم هماهنگ میکنن
    ولی تهش می میرن یا بازداشت میشن
    حالا جدای از اینا چیزی که نیازش رو حس میکنم آموزش یک سری مسائل فرهنگی به مردمه مثل حفاظت از محیط زیست ، فرهنگ رانندگی ، مترو ، و انواع و اقسام مریضیا (نحوه ی برخورد باهاشون البته )

        1. سوال 2 روز دهم:
          بازی ای که تو فکرمه یه بازی انلاینه

          بازی ما از دو یا چند گروه تشکیل میشه که هر کدوم نماینده یه شرکت هستن، به تعداد اعضا کارت داریم که به دو دسته عضو عادی و خائن تقسیم میشن، تعداد کارت خائن هم به اندازه تعداد گروهاست یعنی هر گروه یک خائن
          هر گروه کارت های خودش رو بر میداره و به صورت رندوم خائن مشخص میشه اما بقیه نمی دونن که کی خائنه
          (من یه چیزی شبیه ویزیتورهای دارو که از شرکتای مختلف برای معرفی و فروش محصولشون به داروخونه های مختلف میرن تو ذهنمه)
          حالا ما کارتایی داریم که با انداختن یه تاس خاص همین بازی یا بر زدن خود کارتها دستورالعمل داده میشه و اعضای گروه برای فروش محصولشون تلاش میکنن اما فرد خائن به صورت ناشناخته مانع از فروش میشه (یا مثلا داروی تقلبی و تاریخ گذشته میفروشه) و جلوی پیشرفت تیم رو میگیره. اعضای عادی گروه باید حواسشون به قسمتایی که باعث ضررشون شده باشن و جلوی فعالیت خائن رو بگیرن. اگر در طول بازی بتونن خائن رو تشخیص بدن میتونن اونو از بازی حذف کنن اما اگه کسی اشتباه حدس زد خودش از بازی حذف میشه

          و در نهایت تیمی برنده هست که بتونه مناطق بیشتری رو برای فروش تحت مجموعه خودش دربیاره.

  25. من مهدیه بودما نوشت ناشناس
    سوال ۲ روز ۱۰ :
    چه قدر سوالا سخت شد !
    اول اینکه هدف از این بازی چیه ؟
    هدف اینه که خائن واقعیو از طریق بازی بشناسیم ؟ یا نه کلا میخایم سرگرم بشیم
    بنظرم حالت دومه
    من از همین بازی نجات جهان که خودت گفتی الهام گرفتم
    یه تیم ۴ نفره ی فروش داریم و یک مهره و یک مسیر پر پیچ و خم که اخرین خونه ش فروش محصوله
    یعنی کل تیم با هم همکاری میکنن تا یه محصولو موفق بشن به مشتری بفروشن
    اما یه نفر خائن بینشون هست که سعی میکنه مانع بشه
    مدیر فروش یه سری کارت به اعضای تیم میده که ویژگی های محصولو روش نوشته
    هم ویژگی های مثبت و هم منفی
    بازی شروع میشه تاس رو میندازیم هر عددی اومد به همون تعداد مهره رو از خونه ی شروع میبریم جلو
    یه سری خونه ها تو مسیر خنثی ان و دوباره تاس میندازیم و جلوتر میریم و به هدف نزدیک تر میشیم
    یه سری خونه ها یه چیزی میخاد
    مثلا میگه نفری یه کارت همه بزارن وسط
    بعد همه یه کارت میزارن که ویژگی های خوبشو میزارن ولی اون خائنه ویژگی منفیشو میزاره
    اینا رو بر میزنن میدن به مدیر و مدیر فروش میخونه به ازای هر ویژگی مثبت ،مهره یه خونه میره جلو و به ازای هر ویژگی منفی ۵ خونه برمیگرده عقب
    حالا ممکنه مهره بیاد رو یه خونه ای که اون خونه میگه نفر شماره ۳ کارت بزاره وسط ، بعد اگه اون شماره ۳ خائنه میاد حقه میزنه ویژگی خوب میزاره که لو نره
    یا میگه شماره ۳ و ۴ کارت بزارن
    این میتونه ویژگی مثبت بزاره یا میتونه ویژگی منفی بزاره اگه شرایط بحرانیه و اخرای مسیره که همه به نفر ۴ شک کنن
    تو هر مرحله از بازی که حداقل دو نفر به توافق برسن که فلان شماره خائنه اعلام میکنن
    اگه حدسشون درست بود خائن اخراج میشه و عملا برنده ان
    اگر غلط بود هم درجا میبازن
    خیلی طولانی شد !

  26. روز 10 سوال 1
    برای من به شخصه بچه هایی که سرطان دارن خیلی دردناکتره ولی راستش حاضر نیستم خودم را حتی تو یه بازی جای اونها بزارم چون اصلا تصورش هم برام سخته
    اما خب طراحی بازی با موضوع کودکان کار جذاب تره. چون اینها بچه هایی هستند که قدرت یادگیری و انتخاب و پیشرفت رو دارند یعنی چیزی مثل سرطان دست و پاشون رو نبسته
    و مهمتر از اینها اینکه من به عنوان کسی که بازی میکنم میتونم بفهمم از چه راه هایی میشه بهشون کمک کرد که آینده بهتری داشته باشند

  27. روز 10 سوال 2
    روم به دیوار من تو شرکت قبلیم یه همچین نقشی داشتم. من سرپرست بازاریابی و فروش بودم و تنها کسی بودم که پورسانت میگرفتم و کسی اینو نمیدونست. واسه همین وقتایی که میدیدم بچه ها کم کاری میکنن به مدیرعامل میگفتم و….

  28. روز 10
    سوال 1: من والا نمیتونم دقیقا بگم میزان جذب مخاطبش چقدر میتونه باشه این بازی ها. مخصوصا این بازی که در مورد یک کودک سرطانی هست باعث شد من همین الان یک ربع بشینم گریه کنم فقط با یه کلیپ کوتاهش!
    اما خب کنجکاوی مخاطب رو بر می انگیزه!
    من شخصا نظرم رو یه بازی مثلا برای بچه های اوتیسمه، نه اینکه مثلا میزان دردناک بودنش کمتره، ولی میشه یجوری طراحیش کرد که بجای وقایعی که برای خونواده بچه اتفاق میفته، طوری طراحی بشه که دنیا رو از دید اون بچه نشون بده. حتی میشه آموزشیشم کرد و مثلا به کاربر آموزش داد در فلان موقع، منِ بچه ترجیح میدم باهام اینطوری برخورد کنین.
    اینطوری میزان دردناکیش کمتره و آگاه سازیش بیشتره. ما هم افسرده نمیشیم به اون شدت!
    سوال 2: بنظرم میشه یچیزی مث بازی نکبت مافیا!
    یعنی یه شرکتن و هرکسی یه وظیفه ای داره، یکی بحث مالی رو داره، یکی بازرگانی و فلان و فلان و خائن.
    بعد اصن جای هرکی وسط بازی هی عوض میشه. مثلا یه سری کارت باشه که هی بر میخوره و عنوان افراد رو عوض میکنه. همه به چالش کشیده میشن با اطلاعاتی که قبلا از هر قسمتی که توش بودن داشتن، حالا بیان زیرآب همون بخشو بزنن! بعد هرچی بیشتر نقشا عوض میشه مانور بیشتری دارن واسه فاتحه یه بخشو خوندن، بقیه باز باید تلاش کنن نجات بدن اون بخشو.
    افراد هم هنرشون این باشه که بقیه نفهمن این دست اونا خائن شدن!
    جزئیات بیشتری تو ذهنم هس ولی بدلیل همون صفت زیبایی که گفتی دیگه ادامه نمیدم :دی

  29. سوال1 روز 10
    به نظرم ما تو میهن عزیزمون رایج ترین و جذاب ترین معضلی که داریم، افسردگی و ناامیدی عه؛
    همونطوری که اکثر آهنگا و فیلمای غمگین پر مخاطب هستند، احتمالا اگه یه بازی هم توی این زمینه راه بیفته میترکونه :))

    1. اره یه زمانی یه مستندی نشون میداد منوتو به اسم 100 آهنگ ماندگار تاریخ ایران بعد دقت میکردم بالای 70 درصدشون غم خالص بود توی 5 تا مثلا چشم من و دستای تو داریوش بود که اصلا محاله آدم بشنوه گریه نکنه

  30. سوال دوم روز 10
    شاید زیادی مثال مرتبطی نباشه، اما رقیب ها میتونن نقش اون خائن رو بازی کنن و اعضای تیم فروش با هم همکاری کنن که فروش شرکت از فروش رقبا بیشتر بشه!!!

    1. اینم کار جذابیه فقط قضیش این میشه که مشخصه از اول که کی خائنه یکی از جذابیتای این قضیه اینه که تو مجبوری به رفتار همه کاملا دقت کنی تا بفهمی کهی خائنه و همین باعث میشه یسری نکات ازشون یاد بگیری

  31. سوال 1 روز دهم:
    اگه بخوایم تو حوزه بیماری ها باشه، خب انواع متفاوتی داره. در مجموع برای بیماری های خاص مثل بیمارای پروانه ای و….
    ولی به نظرم یه مسئله دیگه هم هست که جای کار داره، دانشجوهای دانشگاهها الان به شدت بی انگیزه هستن و اکثرا به خاطر تفکری که در مورد شغل پشت میزی و راحت بهشون القا شده، این شرایط پیش میاد
    حالا ما اگه بیایم این حالت رو به تصویر بکشیم و جریان داستان رو طوری جلو ببریم که در نهایت به این نتیجه برسن که خودشون باید دست به کار بشن و کسب و کار خودشونو راه بندازن، جالبه

    1. موضوع جالبیه ولی فک نمیکنم بای روش تاثیر داشته باشه چون تهش همه ادما یسری ادما رو میشناسن که بدون ذره ای استعداد پولای باداورده دراوردن و این دیدن و مقایسه کردنه حال بهم زن میشه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فهرست مطالب