طراحی راه‌حل‌های مبتنی بر بازی
جستجو
این کادر جستجو را ببندید.
جستجو
این کادر جستجو را ببندید.

گیمیفیکیشن چیست؟ گیمیفیکیشن یا بازی‌وارسازی به چه درد می‌خورد؟

گیمیفیکیشن چیست؟
گیمیفیکیشن چیست؟

گیمیفیکیشن (Gamification) یا بازی‌وارسازی یعنی از ساختارهای بازی، در پدیده‌هایی که ماهیت غیر بازی دارند استفاده کنیم. اما  اصلاچرا باید چنین کاری بکنیم؟ علت این است که بازی‌ها جذابیت‌هایی دارند که در دنیای غیر بازی آن‌ها را پیدا نمی‌کنیم!

وقتی شما حس کنید کاری شبیه به بازی است خودبه‌خود استرس شما از بین می‌رود و انگیزه‌ی بیشتری برای ادامه‌ی آن کار دارید! کافیست به فرهنگ عامه مراجعه کنید وقتی به شما می‌گویند چیزی را به شکل بازی ببین ناخودآگاه استرس شما کم می‌شود و علاقه‌ی شما به آن موضوع بیشتر!

هدف نهایی گیمیفیکیشن

گیمیفیکیشن صرفا یک ابزار تغییر رفتار است. شما می‌خواهید کاری کنید که نیروی فروش شما، مشتریان بیشتری را پیگیری کند. یا شما می‌خواهید دانش‌آموزانتان درس‌های بیشتری را بخوانند. معمولا گیمیفیکیشن با هدف افزایش یک نوع بهره‌وری وارد می‌شود!

یعنی کاربر نهایی قرار است کاری را احتمالا سریع‌تر، بیشتر و یا بهتر انجام دهد! برای این کار هم معمولا در گیمیفیکیشن برای کاربر یک طراحی پاداش خاص انجام می‌دهیم. بارها گفته‌ام که کاربر در یک سیستم گیمیفیکیشن قرار است که همواره حس کند که با انجام یک کار دیگر به یک پاداش جذاب می‌رسد!

کاربردهای گیمیفیکیشن

بیشترین کاربردهای گیمیفیکیشن، افزایش مشارکت مخاطبان و مجاب کردن آنان به تغییر رفتار است. بهره‌‌گیری از این ویژگی­‌های منحصر به فرد بازی‌ها، نتایج فوق‌العاده­‌ای را به همراه خواهد داشت. این ویژگی‌ها(فیدبک آنی،علاقه به درگیر شدن،فراموشی گذشت زمان) باعث شده بازی به عنوان یک رسانه‌ی خاص برای درگیر ساختن مخاطب مورد استفاده قرار بگیرد

با این تعریف متوجه می‌شویم که این پدیده، چقدر می‌تواند در حوزه‌های متفاوت، مفید باشد. محققان کاربردهای بازی‌وارسازی را در چهار دسته‌ی کلی تولید محصول، منابع انسانی، کمپین های بازاریابی و زندگی شخصی تقسیم‌بندی کرده‌اند. در ضمن می‌توانید تاریخچه گیمیفیکیشن را از اینجا مطالعه کنید.

آیا بازی‌وارسازی می‌تواند محصول من را بهتر کند؟

مشخصا یکی از اهداف مهم استفاده از بازی‌وارسازی این است که درگیری ذهنی کاربر با محصول شما بیشتر شود. این درگیری ذهنی که در صنایع مختلف، معانی متفاوتی دارد باعث می‌شود که شما به محصول، وفادارتر شوید. البته باید به این نکته‌ی خیلی خاص دقت کرد که گیمیفیکیشن مثل خامه‌ی روی کیک است .

گیمیفیکیشن باعث می‌شود محصول شما جذاب‌تر به‌نظر برسد. اما اگر کیک اصلی بد باشد، بازی‌وارسازی نه تنها کمکی به شما نمی‌کند بلکه حتی باعث می‌شود محصول نهایی شما بدتر شود. چون کاربر حالا حس فریب‌خوردگی دارد و این بسیار بد است!

گیمیفیکیشن در حوزه‌ی محصول به نگهداشت کاربر، گرفتن اطلاعات از کاربر و افزایش دعوت دوستان منجر خواهد شد که برای هر یک مثال‌های متفاوتی وجود دارد. بهترین مثال‌های گیمیفیکیشن در توسعه محصول از نظر من این موارد هستند:

آیا گیمیفیکیشن می‌تواند استراتژی بازاریابی مرا تغییر دهد؟

یکی از مهم‌ترین کاربردهای بازی‌وارسازی در بازاریابی است. می‌توان با استفاده از تکنیک‌های بازی‌وارسازی، کاری کرد که افراد خیلی راحت‌تر درگیر محصول شما بشوند، خیلی راحت‌تر راجع به ویژگی‌های محصول شما اطلاعات کسب کنند و خیلی راحت‌تر محصول شما را به دیگران معرفی کنند.

یکی از مواردی که در اینجا با گیمیفیکیشن اشتباه گرفته‌ می‌شود، ادورگیم یا بازی بازاریابی است. خود ما نمونه‌های زیادی از بازی بازاریابی ایجاد کرده‌ایم. مهم است تفاوت این دو را کامل بدانید. در ضمن بهترین مثال در اینجا مربوط به یک کمپین مربوط به گیمیفیکیشن سینما می‌باشد. موارد زیر بهترین مطالب در این زمینه هستند:

آیا گیمیفیکیشن می تواند در زندگی شخصی من تغییری ایجاد کند؟

یکی دیگر از کاربردهای بازی‌وارسازی در توسعه‌ی فردی است. شما می‌توانید با استفاده از اصول بازی، کاری کنید که عادت‌های خوب شما زیاد شود و یا عادت‌های بد شما کم شود. به عنوان مثال پست‌های زیر را در نظر بگیرید:

آیا بازی‌وارسازی می‌تواند سیستم آموزشی را متحول کند؟

بیشترین مثال‌های بازی‌وارسازی در حوزه آموزش می‌باشد. که نشان از تاثیر قابل ملاحظه آن در این بخش دارد. برای مثال سایت www.freerice.com با استفاده از بازی‌وارسازی توانسته است همزمان با آموزش زبان به افراد متفاوت چندین تن برنج به کودکان آفریقایی اهدا نماید. اگر به این حوزه علاقه‌مند شده‌اید، مطالب زیر را از دست ندهید:

فعالیت‌های تیم آقای گیمیفیکیشن

تیم ما روی چند محصول فعال است. محصول اول طراحی بازی نمایشگاهی است. دقت کنید این کار بازی است و نه گیمیفیکیشن. کار دوم مربوط به پلتفرم گیمیفیکیشن ماست که یک پلتفرم سازمانی است و در آن بهره‌وری سازمانی افزایش می‌یابد.

ما همچنین روی مسائلی مثل ساخت کمپین بازی محور هم کار می‌کنیم که بازهم این مورد بازی است و نه گیمیفیکیشن. علت این امر این است که عمده‌ی تقاضای بازار، در اسم گیمیفیکیشن است اما در عمل بازی جدی است!

لیدجنریشن و گیمیفیکیشن
لیدجنریشن و گیمیفیکیشن

ویژگی‌های منحصر به فرد دنیای بازی

  • یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های دنیای بازی این است که در دنیای بازی، ما معمولا حالتی را داریم که افراد ساعت‌ها میخکوب بازی می‌شوند. این حالت که به فارسی تچان یا غرقگی(flow) ترجمه شده‌است، حالتیست که در آن کاربر زمان و مکان را فراموش می‌کند.
  • در بازی‌ها ما فیدبک آنی داریم چیزی که در دنیای واقعی از آن بی‌بهره هستیم. اگر حوزه‌ی فعالیت شما منابع انسانی است، یکی از مهم‌ترین نکات دقیقا همین فیدبک آنی است که انگیزه‌ی خاص خود را دارد.
  • در بازی‌ها ما خیلی سریع متوجه می‌شویم که هدف از بازی کردن چیست. اما در زندگی واقعی هنوز این موضوع برای ما شفاف نیست.
  • در بازی‌ها معمولا ما به دنبال یک مفهوم حماسی هستیم. ژانر خیلی از بازی‌ها نجات دنیا و نجات ملکه است. اما در زندگی معمولی ما خیلی زندگی حماسی نداریم!
  • در بازی‌ها، ما خیلی راحت‌تر معاشرت می‌کنیم. اتفاقی که در مقایسه با زندگی منزوی واقعی قابل توجه است.
  • بسیار ساده‌تر است که به یک انسان بگوییم با من بازی کن تا اینکه از وی تقاضای کمک کنیم.

درک گیمیفیکیشن

نمونه‌های گیمیفیکیشن

در تمام دنیا بهترین نمونه‌ی گیمیفیکیشن را دولینگو معرفی می‌کنند. در ویدیوی زیر در تلاش هستم تا شما را با گیمیفیکیشن دولینگو آشنا کنم.  که واقعا از هر لحاظ سرآمد است. ترکیب هوش مصنوعی با گیمیفیکیشن در این سیستم بی‌نظیر است.

همچنین در سایت دسته‌ای تحت عنوان مثال گیمیفیکیشن وجود دارد. هیچ چیز به اندازه‌ی دیدن مثال‌های متنوع در گیمیفیکیشن نمی‌تواند به شما راجع به امکانات گیمیفیکیشن دید بدهد!

 

چگونه گیمیفیکیشن را فرا بگیریم ؟

شما به دو شکل می‌توانید گیمیفیکیشن را فرا بگیرید. اگر می‌خواهید که صرفا یک ارائه‌ی ساده راجع به گیمیفیکیشن داشته باشید، در ابتدا کتاب طراحی گیمیفیکیشن را مطالعه کنید. سپس تمام مثال‌های گیمیفیکیشن در سایت را بخوانید و در انتها فریمورک اکتالیسیس را فرا بگیرید.

اگر می‌خواهید گیمیفیکیشن را به‌صورت واقعا عمیق یاد بگیرید جوری که بتوانید واقعا یک طراحی کامل را انجام دهید. دیدن پکیج جامع گیمیفیکیشن را به شما توصیه می‌کنم. در اینجا ما با دوره‌هایی مثل نوروساینس در زندگی و مربع مثلث دایره به مفهوم گیمیفیکیشن می‌رسیم و یک دید بسیار عمیق‌تر داریم.

کتاب طراحی گیمیفیکیشن
کتاب طراحی گیمیفیکیشن

 

در نهایت اگر می‌خوهید که در تیم من باشید و در جریان طراحی تمامی پروژه‌های تیم من قرار بگیرید، دوره‌ی کارآموزی گیمیفیکیشن دوره‌ای است که در آن می‌توانید نه تنها کامل طراحی گیمیفیکیشن را فرابگیرید بلکه به درآمد برسید.

مدل‌های مطرح در دنیای گیمیفیکیشن

برای درک گیمیفیکیشن مدل‌ها و نظریه‌های متفاوتی وجود دارد. در دسته نظریه گیمیفیکیشن به معرفی این نظریه‌ها پرداخته‌ایم. مدل‌هایی مثل ورباخ و نظریه خودتعیین‌گری از مهم‌ترین مدل‌هایی هستند که اگر قصد نوشتن پایان‌نامه  دارید، باید آن‌ها را بلد باشید.

اما مهم‌ترین فریم‌ورک برای یادگیری گیمیفیکیشن، فریم‌ورک اکتالیسیس است که در کتاب گیمیفیکیشن کاربردی برای اولین بار مطرح شد. این کتاب به صورت کامل و رایگان در سایت ترجمه شده‌است. شایان ذکر است که تیم ما تنها تیم در ایران است که مدرک رسمی اکتالیسیس را دارد و با تیم اصلی آن در ارتباط است. 

البته من بعد از سال‌ها تدریس اکتالیسیس به این نتیجه رسیدم که این فریمورک به تنهایی برای طراحی کافی نیست به همین دلیل موضوعات گیمیفیکیشنی را با دو عینک نوروساینس و اکتالیسیس می‌بینم. به نظر من ترکیب این دو دیدگاه به شدت به طراحی گیمیفیکیشن کمک می‌کند.

پایان‌ نامه گیمیفیکیشن

اگر قصد نوشتن پایان‌نامه گیمیفیکیشن را دارید، باید بگویم که من یک دسته در سایت تحت عنوان پایان نامه گیمیفیکیشن ایجاد کرده‌ام و در تلاشم که تمامی افرادی که در ایران این کار را انجام داده‌اند را معرفی کنم. شما با دیدن پایان‌نامه‌ی بقیه کارتان خیلی راحت‌تر می‌شود.

ارتباط با ما

برای اینکه با تیم ما ارتباط داشته باشید، نمونه کارها و پروپوزال‌های تیم ما را ببینید کافیست فرم صفحه‌ی درباره ما را پر کنید. 

 

تصویر کامران حاتمی
کامران حاتمی
حدود 10 سالی است که در حوزه گیمیفیگیشن و طراحی رفتار به‌صورت تخصصی فعالیت می‌کنم و علاقه زیادی به ترویج این موضوعات در ایران دارم. آقای گیمیفیکیشن یک تیم است و من کامران حاتمی، مدیر این تیم پرانرژی و حرفه‌ای هستم. پیش‌زمینه تحصیلی مهندسی کامپیوتر (از علم و صنعت) و MBA (از امیرکبیر) دارم و در مسیر فعالیتم در حوزه گیمیفیکیشن، مطالعات گسترده‌ای در زمینه‌های نوروساینس، روان‌شناسی و علوم رفتاری داشتم. هم‌چنین کتاب‌های طراحی گیمیفیکیشن، گیمیفیکیشن در تدریس، هر آنچه باید درباره طراحی بازی‌های آموزشی اثربخش بدانید، ۱۴ روز تا شادی پایدار و اضطراب را ترجمه کرده‌ام. در حال حاضر در سوئد هستم.

178 پاسخ

  1. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی جواب سوال دوم:

    در فروشگاه لوازم نگهداری خودرو هر روز یک محصول تخفیف ویژه دارد اما با این شرایط:
    کاربر باید حدس بزند که کدام محصول تخفیف دارد راهنمایی اولیه ای به کاربر می شود و برای این کار ۳ فرصت دارد

    هر بار که حدس اشتباه زد ۵ درصد از تخفیف کم شده و راهنمایی جدیدی به او می شود

    1. تا الان بهترین جوابی بوده که داده شده آفرین حتی میتونه این قضیه توی باشگاه مشتریان اتفاق بیفته یعنی الان ساختار باشگاه مشتریان اینه که شما بیا صرفا یسری اکشن انجام بده امتیاز بگیر امتیازاتت به یه مرحله ای رسید یه جایزه ای رو بیا آنلاک کن خیلی این ساختار بنظر من احمقانست باید کاربر توی باشگاه مشتریان با خدمات بازی کنه! این خرفت قشنگ ایده استفاده توی باشگاه مشتریان رو بم میده و واقعا فوق العادست آفرین

  2. جواب سوال اول آره
    بازی حدس یک یک کلمه که به تعداد حرفاش خط میکشیم و باید حرفاش رو یکی یکی اعلام کنن و تعداد اشتباه به تعداد حروف است

  3. حواب سوال دوم دوره گیمیفیکیشن در بازار یابی:من تو کسب و کارم اینجوری از این بازی استفاده میکنم که برای یک تسک که به نیروهام میخوام بدم تا چند بار بهشون اجازه میدم خطا داشته باشن یا ازم سوال بپرسن و به نسبت سختی و تازگی تسک طبیعتا فرصت خطا و سوال بیشتری خواهند داشت ولی اگه این فرصت و چوب خط ها تموم شه ….

    1. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی :
      سوال دوم
      سلام ، اره یه جورایی میتونم بگم برای همین وبینار قبل عید که با شما داشتیم ، برای ترغیب اونایی که به گیمیفیکیشن علاقه نداشتن خیلی یا اصلا نمیدونستن چیه چندتایی محتوا در حد لقمه اماده کردیم بعد ۵ تا سوال گزینه دار گذاشتیم گفتیم برحسب درستا جایزه میدیم ، جایزه‌مونم کد تخفیف بود ، بالطبع تعداد شرکت کننده هامون بیشتر از حد انتظارمون شدن

  4. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی جواب سوال اول
    سال 82 توی کلاس زبان با این روش کلللللی کلمه رو به خاطر میسپردیم
    من که خیلی این بازی رو دوست داشتم

    1. خیلی جالبه این ایده شما حتی می تونه توی مسابقات تلویزیونی هم استفاده بشه یعنی دیدی احتمالا مسابقات قدرت حافظه و … اگه بتونی یه همچین ایده ای رو کامل کنی خیلی عالیه

  5. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی

    زیاد فکر کردم ، مشابه این بازی که انجام داده باشم، چیزی به ذهنم نرسید

  6. روز اول از گیمیفیکیشن در بازاریابی

    من بازی hangman را با نام حدس کلمه بازی کرده ام فرقش با این بازی این است که ما حرف هایی که طرف مقابل اشتباه حدس می زد را زیر خط هایی که تعداد حروف کلمه را مشخص می کرد می نوشتیم ولی در این بازی حرف های اشتباه را به عنوان اجزای بدن آدمی که قراره اعدام بشه کشیده میشه و اگر تا کامل شدن اجزای بدن آدم کلمه را حدس نزنید آدمه اعدام میشه و شما می بازید. این باحالتره!

    1. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی جواب سوال اول
      من دقیقا همین جواب رو برای سوال اول میخواستم بدم.

  7. سلام. روز اول گیمیفیکیشن، سوال ۱
    مث بازی ای که آقای مجتبی انجام دادن رو من هم انجام دادم ولی درسته که این بازی هانگمن جذابتره

  8. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی
    سوال اول :
    دقیقا این بازی را روی کاغذ انجام داده بودم و هر حرف اشتباه یه عضو به اعضای شخص آویزون اضافه میکرد

    سوال دوم :
    یه بورد الکترونیکی که 10 تا محصول یه فروشگاه رو صفحه اونه و از 10 تا 3 تاش محصولات جدیدشه و مشتری تا 3 بار اشتباه میتونه انتخاب کنه هر محصولی رو هم درست انتخاب کرد یه تخفیف تپل اون محصول و میگیره

    1. حالا اینو در نظر بگیر که تو یه همچین چیزی رو توی ورودی جایی مثل کورش مال بزنی یعنی وقتی که ملت با ماشینشون دارن میرن توی پارکینگ میتونی این ایده رو کامل کنی تو هم مثل بهرام ایدت فوق العاده بود بنظرم و با اختلاف از بقیه بهتر آفرین

  9. خب بازی هنگ‌ من که سرشار از رانه‌های اصلی برانگیختن بازیکن به درگیری بیشتره.
    ما در کسب و کارمون در بخش فروش و وفادارسازی مشتری از برخی از این رانه‌ها استفاده می‌کنیم. در اینجا مواردی که بیشتر مورد استفاده‌ی ما بوده:
    – کمیابی (اجازه محدود در تعداد حدس‌ها)، خب این یکی از تکنیک‌هاییه که در فروش استفاده میشه. البته ما سعی می‌کنیم خیلی سراغ کلاه سیاه‌ها نریم 🙂
    – کنجکاوی (کلمه‌ی مورد نظر چیه؟؟)
    – پیشرفت (در پیدا کردن حروف مناسب)
    – حس ترس (از دست دادن)

      1. روز اول گیمیفیکیشن
        مشابه این بازی رو انجام دادم با این تفاوت که حروفی که اشتباه حدس میزدیم پایین خط ها بود و حروف درست بالای خط

  10. روز اول دوره گیمیفیکیشن در بازاریابی، جواب سوال اول :
    به نظر من فلسفه و گیم پلی بازی هنگمن خیلی با بازی بیست سوالی شباهت داره. یعنی یک تعداد فرصت محدود برای کاربر قائل می شیم تا بتونه کلمه درست را حدس بزنه و با بله و خیر بهش راهنمایی می کنیم تا به جواب برسه. همیشه هم یک تعداد محدودی فرصت اشتباه داره.

    1. حالا نکته اینه که همین بازی 20 سوالی میتونه یه کسب و کار رو متحول کنه جواب محمدرضا و بهرام درویش و جوابای من به اینا رو نگاه کن اصا عالین میتونی خیلی راحت با بازی 20 سوالی ساده خودمون یه کار بازاریابی مشتی انجام بدی!

  11. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی جواب سوال دوم
    محصول ما یک داستان دنباله‌داره. باید مخاطب قانع بشه براش پول بده و بخردش. با این بازی میتونیم مثلا سرنوشت یکی از کاراکترها رو بدیم دست مخاطب. اول کاراکتر محبوبش رو از بین کاراکترهای داستان انتخاب کنه، بعد اگه نتونست کارهایی که ما ازش میخوایم رو درست انجام بده در هر قسمت یک بلایی سر کاراکتر محبوبش میاد و قسمت به قسمت، با اتفاقاتی که سرش میاریم، به حذفش از کل داستان نزدیک میشه. منتها الان نمیدونم چطور میشه مدیریتش کرد این گیمیفیکیشن رو. نمیشه که برای هر خواننده یه ورژن جدا از داستان رو پیش برد. چون ممکنه یکی از طرفدارهای کاراکتر جواب‌های درست بده و طرفدار دیگر همون کاراکتر جواب‌ها یا کارهای اشتباه داشته باشه. ممکنه یکی یه بار اشتباه کنه، یکی دوبار، یکی بیشتر. انسجام داستان رو چطور باید حفظ کرد؟

    1. واووو واووووو واووو خیلیییییییییییی عالی بود حتی از بهرام و محمدرضا هم بهتر گفتی! ببین هرکسی یه کاراکتری میتونه داشته باشه که خودش بسازدش مثل آواتارایی که خودمون میسازیم و دوسشون داریم مثل بازی پو حتی که پو برامون مهمه نمیخوایم کثیف شه یا بیمار شه و.. حالا وقتی که این خیلی سر نزنه میتونه مثل این کارکتر پو ناراحت بشه من یه اسمی آوردم توی کتاب طراحی گیمیفیکیشن به اسم کاراکتر میرا دقیقا همین موردی هست که شما گفتی.داستان کردنشم خیلی سادست کافیه یکم راجع به این مورد تحقیق کنی d&d one shot campaign

      1. جواب سوال اول دوره گیمیفیکیشن در بازار یابی:
        همون طور که خیلی از دوستان اشاره کردن، من هم یادمه بچه بودم بازی حدس کلمه را انجام می‌دادم. اینطوری بود که به تعداد حرف های کلمه ای که انتخاب میکردیم خط می‌کشیدیم و طرف مقابل حرف هایی را حدس میزد که اگه درست بود بالای خط در جای درست مینوشتیم و اگه غلط بود زیر خط. به تعداد حروف کلمه میشد حدس اشتباه زد و اگه همه ی زیر خط ها از حدس حرف های اشتباه پر میشد میباختیم.

        1. سوال ۱ روز ۱ گیمیفیکیشن در بازاریابی:
          همین که این خانوم گفت :)))) با این تفاوت که فقط اسم دخترونه و پسرونه میگفتیم.

  12. روز اول، گیمیفیکیشن در بازاریابی، جواب سوال اول
    شبیه این بازی را من در بچگی انجام دادم، نفر اول یک یا چند کلمه در نظر میگرفت و به تعدادشون خط میکشید و نفر دوم باید حدس میزد و اگه یه حرف اشتباه بود اون حرف زیر خط نوشته میشد و اگه درست بود روی خط. به تعداد خط های کشیده شده شانس برای بردن نفر دوم وجود داشت.

  13. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی، جواب سوال دوم:
    در حوزه آموزش آنلاین و فروش پکیج آموزشی، ابتدا کتابچه ای از خلاصه دوره تولید میکنیم، کمپینی ایجاد میکنیم و میگیم قراره فلان روز ۱۰ سوال از این کتابچه مطرح بشه، هر سوال که درست جواب بدین ۱۰ درصد تخفیف اضافه میشه مثلا اگه ۵ سوال درست جواب بدین ۵۰ درصد تخفیف شرکت در دوره تا ۱۰۰ درصد تخفیف، هرجا هم اشتباه جواب بدین از مسابقه حذف میشین.

  14. گیمیفیکیشن در بازاریابی
    روز اول
    سوال اول
    بازی‌ای که فکر می کنم حیلی معمول و نزدیک به این بازی بود همونه که به تعداد حروف کلمه خط می کشیدیم، حدس های اشتباه زیر خط و حروف درست حدس زده شده سر جای خودشون نوشته می شدند و برنده یا بازنده ازین طریق مشخص می شد.
    البته مشابه این بازی با جملات معروف مثل ضرب المثل ها یا یک بیت شعر (با قید جایگزینی حدس کلمات به جای حروف در حالت قبل) و البته وجود یکی دو کلمه راهنمایی رو هم خیلی معدود بازی کردم که اون بسته به لول دو طرف می تونه چالش برانگیزتر باشه.

  15. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی سوال اول:
    آره. اولین و واضح ترینش اینه که کسی که کلمه رو توی ذهنش داره به اندازه حروفش همینجوری مثل فیلم خط میکشه؛ اما تعداد حدسا متفاوته و کسی که داره حدس میزنه به اندازه تعداد اون خطها میتونه حدس بزنه. هر حرفی رو حدس غلط بزنه اون حرف رو زیر اون خطها مینویسه و اگه درست بگه هم که سر جاش بالای خطها. اگه زیر خطها زودتر از بالای خطها پر شن طرف حدس زننده میبازه.
    ی بازی دیگه هم بود که ی صفحه کاغذ رو وسطش رو عرضی خط میکشیدیم و ۲تا زمین تو ۲طرف کاغذ ایجاد میشد. ۲نفر روبروی هم مینشستن جلوی زمین خودشون. هرکسی باید ی تعداد مشخصی شکل توی زمینش نقاشی میکرد. بعد بازی شروع میشد. هر طرف باید ی نقطه خیلی پررنگ روی زمین خودش میکشید (ترجیحا ۲طرف رنگ خودکارشون فرق کنه که معمولا آبی و قرمز بود) و بعد اون رو دقیقا از خط وسط تا میکرد و با دست روی اون نقطه از پشت صفحه دست میکشید تا جاش حک بشه روی زمین حریف. اگه نقطه به یکی از شکلها خورده بود اون شکل حذف میشد. و بعد این بازی نوبتی انقدر ادامه پیدا میکرد تا یکی کل شکلاش حذف بشن. شباهتش با بازی توی فیلم اینه که اولا باید حدس زد جای نقطه ای که میخوایم بکشیمو و دوما تا وقتی شکل داریم فرصت داریم اما ی تفاوتی که داره اینه که این بازی دیالوگه و ۲طرف همزمان هر فاکتور رو دارن اما توی بازی خط اینجوری نیست و بیشتر بازی رو طرف حدس زننده انجام میده.

  16. جوابای بقیه رو هم خوندم و به نظرم ایده ی محمدرضا تو ایران بهتر از بقیه جواب میده چون سطح پیچیدگی کمتری داره و در لحظه درگیری بیشتری رو در مخاطب ایجاد می کنه. این که همون موقع میتونی یقه ی مخاطب رو بچسبی و تا وقتی چیزی خرید ولش نکنی عالی بود.

  17. روز اول، گیمیفیکیشن در جواب سوال اول
    بله. راستش یاد بیست سوالی افتادم و پانتومیم که به جای تعداد دفعات تایم داره.

    جواب سوال دوم:
    ۱- شاید بی ربطه ، ایده ای که تو ذهنمه عملکردش برعکسه ، برای مثال یه محصول الکتریکی داریم که میخوایم روی یک سری مزیت‌های رقابتیش در خراب نشدن مانور بدیم ( طول عمر بالای باتری ، ضد ضربه بودن ، ضد آب بودن ، ….) یه سری گزینه بذاریم برای مخاطب که مثلا کدومش باعث خرابی محصولمون میشه( در حالی که هیچ کدومش نمیشه) هر حدسی که مخاطب بزنه (یعنی دغدغه خرابی به اون صورت رو داره) گارانتی در مورد اون بخش بهش داده بشه خیالش از دغدغه اش راحت باشه.
    شاید خیلی مدلش شبیه بازیه نبود ولی اومد تو ذهنم.

    یا یک مثال دیگه:
    روی همه محصولاتمون تخفیف‌های متغیر (یا حتی رندوم بین ۵ تا ۳۰ درصد) گذاشتیم . وقتی سبد خرید کامل شد (مثلا بیش از ۳ آیتم) از مشتری بخوایم حدس بزنه تخفیف درست کدومه اگر درست حدس بزنه تخفیفه اعمال بشه ، اگر نه قیمت اصلی محصول لحاظ بشه. اگر به همه درست جواب بده مثلا ۱۰ درصد دیگه هم تخفیف داده بشه.

  18. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی سوال دوم :
    ما یه فروشگاهی داریم اینترنتی تو صفحه خرید محصول مون یه مثلا همچین شکلی میکشیم و به مشتری ها میگیم اگر این آدمک کامل شد ما به همه مشتری هایی که این محصول و خریدن یه تخفیف خوب میدیم برای خرید مجدد همین محصول یا یه محصول دیگه در سایت .. مثلا یه کد تخفیفی رو به همه خریداری اون محصول ارسال میکنیم در صورتیکه همه کمک کنن زودتر تو یه تایم خاص اون آدمک کامل بشه (باید مشوق خرید باشن برا اون محصول ) … نمیدونم منظورم و خوب رسوندم یا نه

    1. سلام الهام ! خواب از سرم ربودی! این ایده تو برای جاهایی مثل تخفیفان و نت برگ عالیه میدونی که این دوتا یه کپی از سایتی به اسم گروپان هستن هدفشونم اینه که مشتری مشتری بیاره این چیزی که میگی دقیقا اینک ارو میکنه یکی که اون محصولو میخواد با این کارش میاد چیکار میکنه به بقیه میگه آقا بیا یه بازی باحال کنک تو فلان سایت بقیه هم چون بازیه میان دیگه !

  19. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی سوال اول: بله مشابه این بازیرو انجام دادم که به یه تعداد کلمه تو ذهنمون خط میکشیم طرف مقابل باید حدس بزنه کلمه هارو.هرکلمه اشتباه زیر خط یادداشت میشه کلمه ی درست رو هم که تو همون قسمت سرجای خودش نوشته میشد.
    سوال دوم: برای فروشگاه آنلاین لوازم آرایشی یه تخفیف در قالب بازی. مثلا ۵ درصد تخفیف به عنوان پایه برای کسی که این بازیو انجام میده درنظر گرفته بشه. بعد برای چندتا لوازم آرایش بگن که تخفیف گذاشتن و کاربر مقدار تخفیف رو حدس زده به ازا هر حدسی که زده ۵ درصد به میزان تخفیفش اضافه بشه. یا اینکه چندتا لوازم آرایشی مثل چندتا ریمل از چندتا برند مختلف رو بدون مارک بذارن اگه کاربر حدس درست بزنه که کدوم ریمل چه مارکی داره بهش در خصوص همون محصول تخفیف داده بشه. اگه همرو غلط جواب بده همون ۵ درصد تخفیف پایش هم حذف میشه. نمیدونم چقدر درست گفتم.

  20. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی سوال اول:
    بازی مشابه آمیرزا انجام دادم یه مدت معتادش بودم و اینکه تو مترو همه بازی می‌کردن توجه‌ام رو جلب کرد. بامیلو هم یه بازی گذاشته بود که بعد از انجامش یه درصد تخفیف به صورت رندوم بهت می‌داد و اگه کد معرف رو برای چند نفر می‌فرستادی و اونا بازی می‌کردن می‌تونستی دوباره بازی کنی و شانست رو امتحان کنی البته شاید ربطی به این بازی نداشته باشه

  21. سوال اول:اره انجام دادم،همونی که مجتبی گفت
    سوال دوم:برای یه سری از محصولات به صورت رندوم،کلماتی تعریف بشه که افراد باید اونا رو حدس بزنن.چند نفر اولی که تونستن درست حدس بزنن،تخفیف میگیرن و حتی اسمشون رو در یه قسمتی از سایت به نمایش میگذاریم. و این قضیه تمام میشه تا کلمه ی رندوم بعدی

  22. سلام
    روز اول گیمیفیکیشن سوال اول
    من هم از memrise استفاده میکنم برای یادگیری لغت زبان به روش لایتنر که خیلی کمک میکنه

  23. روز اول، جواب سوال دوم :
    تو بازاریابی مثلا میتونیم برای معرفی برندمون برای اولین بار ، یا معرفی اسپانسر رویدادمون ،بگیم یه کد تخفیف که شامل اسم برندمون یا اسپانسرمونه و اگه از این طریق حدس بزنین ، بهتون ۵۰ درصد تخفیف میدیم و ….

  24. سلام کامران
    ببین مدل این سبکی رو میشه رو تو جمع آوری اطلاعات از کاربر و گرفتن کاربر جدید استفاده کرد
    چجوری؟؟
    مثلا ما برای یک محصولمون یه تخفیف ویژه گذاشتیم
    حالا ما چه کسب و کار آنلاین باشیم چه آفلاین
    میاییم میگیم تخفیف پایه ی ما این درصد هست اگر ایمیل یا تلفن خودت رو بدی n درصد
    ایمیل و تلفن سه تا از دوستات که فکر میکنی این محصول به دردشون میخوره بدی n + 1 درصد و در نهایت اگر انلاین بود یک درختی بهشون داخل پروفایل اختصاص داده میشه که هر کدوم از دوستاش اگر فعال بشن به رشد و افزایش تعداد این درخت ها کمک میکنه
    اگر افلاین بود هم با دادن یه سری حروف و پیکسل که کنار هم قرار بگیرن و با معنی بشه میشه جلو بردش( یعنی مثلا چهار تا پیکسل یا استکیر اختصاصی که به اون فرد داده میشه و اون سه نفری رو که اون پیکسل رو میارن و پیکسل خود اون فرد یه چیز با مفهومی میشه و در نهایت به همه یه تخفیف یا کالا یا مسکات داده میشه)

    1. خوبه فضا رو تلطیف کردی حس استرسی اعدامی رو نداره این که طرف آدم میاره هم خیلی خوبه کلا من خیلی بیشتر از انتظارم سر این موضوع ایده گرفتم که توی جاهای مختلف میشه ازشون استفاده کرد از باشگاه مشتریان گرفته تا انتظار برای پارکینگ ماشین و …

  25. سوال دوم: به نظرم برای افرادی که فقط با تخفیف خرید میکنند و همیشه دنبال کد تخفیف هستند میشه موقعی که به مناسبتی میخوایم پروموشن بدیم بنر بزنیم توی سایت بازی کن کد تخفیف بگیر. بعد کلمات این بازی رو از کلماتی که مزیت رقابتیمون هستند یا شعار سازمانی مون هستند استفاده کنیم و یا کلماتی که میخوایم به اون اسامی شناخته بشیم انتخاب کنیم. البته نه همه کلمات رو بعضی هاش رو.

    1. ایده جالبی بود توی بحثای دیجیتال مارکتینگ این کلمات کلیدی خیلی مهم هستن یا حتی میشه گفت که مردم برید مثلا این 4 تا کلمه رو سرچ کنید بیاید توی سایت ما و بعد یه چیزی توی این محتواها هست که بهتون کمک میکنه جون این اعدامی رو نجات بدید

  26. توی طراحی یه اپلیکیشن داستان کودک برای ایجاد جذابیت و درگیری، مکانیزم های مختلف گیمیفیکیشن رو توش پیاده کردیم.
    بچه ها از طرق مختلف باید امتیاز جمع کنن.
    این اپ ۳۰ قصه داره، توی هر قصه باید یک حرف از ۳۰ حرف گنج رو پیدا کنن تا در مجموع شعار اپ رو تکمیل کنن و با تکمیلش یک امتیاز تاثیر گذار بدست بیارن. حروف به صورت نامرتب روشن میشن و به جز کنجکاوی در ذهن مخاطب و بعد تکرار شعار در ذهن مخاطب، الزام تکمیل کل اپ و شنیدن تمام قصه ها رو به همراه داره.
    عین بازی هنگمن نیست، اما بحث حدث حروف هست و شباهت هایی با این بازی داره.

    1. بله بهارستان عزیز یادم هست! کلا این قضیه که ما با بازی و روف و … بازی کنیم خیلی موضوع جالبی هست که باید بهش توجه کنیم هرچند این برای مدت زمان خیلی قبل تری هست توی امریکا بازیای سبک anagram و scrubble که تازه ملت ایرانی با کپی اپلیکیشنای اونور دارن تلاش میکنن به یه چیز خیلی خوب برسن مشکل اصلیشونم همین تک بعدی بودنشه فقط روی حرفه 26 تیر من یچیزی توی این مایه ها میارم بالا گیمیفیکیشن طور

  27. تمرین اول؛ سوال اول: این بازی رو ما 5 دقیقه آخر کلاس زبانامون زیاد انجام میدادیم و خوبیش یادگیری لغت بود. ینی من فک نکنم کسی به خاطر اعدام نشدن بتونه لغتی رو که بلد نیست حدس بزنه ولی واسه مرور لغت های یادگرفته شده خوبه.
    الزامی هم نداره لغت باشه ها! یه برند میتونه انواع محصولات و سرویس هاشو از مردم بپرسه و ضمن مرورشون جایزه هم بده. اما به درد مشتریان وفادار میخوره نه مشتری جدیدا

    1. حالا توی سایت اگه سرچ کنی بازی های کلاسی من یه لیستی تهیه کردم از بازی های اموزشی که میشه سر کلاس انجام داد بدون هیچ هزینه ای مثلا خلی ساده بهت بگم بازی پانتومیم تو بیای کلی کلمه زبان یاد بگیری و اخر افراد بیان پانتومیم اجرا کنن برای اون کلمه خیلی خیلی سادت ولی به طرز عجیبی باعث حس رایت فراگیر میشه

  28. روز اول از گیمفیکشن جواب سوال دو

    من بلاگرم تو پیجم یه بار یه پست گذاشتم حاوی کلمات که هر کی حدس بزنه با این کلمات پست بعدی قراره چی باشه.. و این باعث افزایش کامنتها و لایکها و در نتیجه بالا رفتن اینگیجمنت پیج شد

  29. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی سوال دوم: افرادی هستن که کنار خیابون ها یک ترازو گذاشتن و وزن افراد رو اندازه گیری میکنن… میتونن یه تابلویی کاغذی چیزی بذارن که اگر وزن خودتون رو درست حدس بزنین (با تلورانس یک کیلو بالا یا پایین ) لازم نیست پولی پرداخت کنین! یا حتی مثلا شکلاتی چیزی هم هدیه بدن در این موارد…باعث میشه عده زیادی ترغیب شن و بخوان برن روی ترازو!

      1. یا مثلا اینکه یه وزنه باشه وزن افراد رو با یه ای دی ثبت کنه. اگه چاق شده باشن پول بدن. اگه لاغر شده باشن پول ندن .

  30. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی سوال دوم:میری آزمایشگاه و منتظری تا جواب آزمایش تو بگیری یه برگه بهت میدن که سوال داره حالا سوالا راجب چیه راجب اینکه مثلا راجب دیابت یا بعضی بیماری های دیگه چقدر اطلاعات داری ۱۰ سوال رو جواب میدی حالا یه به صورت تستی یا پاسخ کوتاه در انتهای برگه هم راجب اون بیماری یه سری اطلاعات جدید میخونی وقتی اون برگه رو تحویل میدی به ازای تعداد جوابای درستی که به سوالا دادی برای هزینه آزمایشت تخفیف میگیری

    1. باید در نظر بگیری که ما توی گیمیفیکیشن دیدمون اینه تخفیف ندیم بدون هزینه بیایم یکارایی بکنیم افراد ترغیب شن

      1. میشه این کار رو کرد که هر کسی که در آزمایشگاه مشکل خودش رو حدس بزنه
        مثلا اگر آزمایش خون هست بگه چه چیزهایی در بدنش کم هست و چه چیزهایی اضافه
        اگر کسی بتونه دو بار به تمام سوالاتش جواب بده اسمش روی تابلوی تشخیص طبی دهنده ها یا خودشناس های بالقوه ذکر میشه

  31. پاسخ سوال اول آقای گیمیفیکیشن:
    – بله، بچگی ها این بازی رو انجام میدادیم، به تعداد پاسخ درست می تونست پاسخ اشتباه داشته باشه که زیر خطی که پاسخ درست نوشته شده بود مینوشتیم جوابای اشتباه رو، اگه بالای خط کامل میشد پاسخگو برنده بود اگه پایین کامل میشد، کسی که سوال رو پرسیده بود برنده میشد.

    پاسخ به سوال دوم آقای گیمیفیکیشن:
    من چون تجربه سوپر مارکت دارم، ربطش میدم به این.
    یکی از کارکنان ما، (یه خانم بیخیال هست)، تقریبا روزی یه ماست یا شیر از دستش میفتاد کف مغازه و ضرر میزد، اوایل ازش پول کم نمیکردیم، ولی هی دیدیم تکرار میشه، از اون به بعد گفتیم از حسابت کم میکنیم، اما متاسفانه طرف کلا بیخیال بود و با وجودی که ضرر میکرد بازم از این اشتباهات داشت. من که دیدم نمیشه اشتباهشو کم کرد و از طرفی هم بهش نیاز داریم فکر کردم چیکار کنم که نه اون هر روز بخواد از جیبش ضرر بده (میترسیدم بیخیال کار بشه) و نه من بجاش ضرر بدم و از حسابش کم نکنم.
    چندتا محصول خارجی خیلی گرون داشتیم که هیشکی نمیخرید و تاریخش داشت تموم میشد، بهش گفتم به ازای هر کدوم از اینارو که بتونی به مشتری بفروشی، اگه چیزی از دستت افتاد و شکست نمیخواد جریمه بدی و اگه اون روز از دستت نیفتاد به ازای فروش هر کدومش 20.000 تومن همون روز می تونی پول ورداری.
    نتیجه عجیب بود! مشتری میومد برای خرید تخمه، این خانم بهش معجون (همون جنس خارجی گرونه) رو میفروخت! بعد یه مدت حاشیه سود جنسرو بالاتر بردیم! (جنسه هم خوب بود و مشتری ها که برده بودن باز میومدن و ازش میخواستن، جنسی ه داشت تاریخش میگذشت رو هر ماه به تعداد زیاد سفارش میدادیم، خانم هم مزه 20 تومن سود رفته بود زیر زبونش و جالب اینه که کمتر چیزی از دستش میفتاد که 20 تومن رو کامل بگیره!)

    الان روی چندتا محصول این کارو باهاش کردیم (با سود کمتر) ولی دقیقا کم فروش ترین محصولاتمون دارن تبدیل میشن به پرفروش ترینا 🙂

    1. خیلی از شرکت ها بخاطر از دست دادن حاشیه سودشون این ریسک رو تحمل نمیکنن. ولی حرکت قابل احترامی بود.
      عالی

  32. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی-جواب سوال اول:
    اولین بازی شبیه این بازی که به ذهنم رسید بازی پانتومیم بود که ما مثلا 10 شانس حدس اون عبارت رو داریم و اگر نتونیم حدس بزنیم میبازیم.
    البته یه چیز دیگه هم که به خاطرم اومد یه صحنه از یکی از فیلم های saw بود !که یارو رو بستن بودن به یه ابزار شکنجه و ازش در مورد جنایت هایی که مرتکب شده سوال میکنن وقتی واقعیت رو میگفت شکنجه نمیشد اما وقتی اعتراف نمیکرد و دروغ میگفت هر بار یه عضوی از بدنش رو قطع میکرد !!!

    1. نکته جالب توجه اینه که تو میتونی این سیستم رو دوجور بچینی یا طرف به ازای حدسای درستش امتیاز بگیره و از امتیاز 0 بره به امتیاز 5 یا برعکس بهش 5 تا جون بدی و با هر اشتباه یکی ازش کم کنی

  33. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی-جواب سوال دوم:
    این ایده در مورد کسب و کار خودم نیست اما به ذهنم رسید
    میتونه برای فروشگاه هایی که مجسمه های کوچک و فانتزی از بازیگر ها یا فوتبالیست ها یا کلا افراد مشهور میفروشن پیاده بشه .به این صورت که بیان تصویر محو و مات اون چهره مطرح رو نشون بدن بگن هر کی تونست با مثلا نهایت 3 بار حدس زدن بگه این کیه یک مجسمه از هرکسی که خواست با 60 درصد تخفیف بهش میدیم

    1. یه پیج اینستا هست به اسم 433 دقیقا همین کارو میکنه هی عکس میاره تو باید حدس بزنی چیه حالا جایزه ای نداره ولی به شدت تاثیر داره روی انگیجمنت

  34. جلسه اول سوال اول:
    ازین بازی زیاااااددد کردم به روش های مختلف
    ی سریاش مثه فکر بکر یا اون بازیه ک دو صفحه مثل صفحه شطرنج بود و اینا از وسط بوسیله یک صفحه رادار جدا میشدن. دو نفر هر کدوم یه طرف مینشستیم و ناو هامون رو میچیدیم روی صفحه شطرنج گونه و بعدش هر کدوم روی رادار یه جاهایی رو بمب بارون میکردیم و طرف مقابل میگفت به ناو ها خورده یا نه. اولین کسی که میبرد برنده بود.
    بعضیاش هم برای دل خودم بود که با بقیه بازی میکردم ولی بقیه گاهی خیلی حس بازی نداشتن و بیشتر حرص میخوردن؛ مثل وقتایی که میگفتم فلان چیزو نمیگم باید حدس بزنید سه بار و اگه نگفتی میگم بهت. حتی فک میکنم گل یا پوچ هم مثل اینه:)
    یوقتا هم بقیه با ما ازین بازیا میکردن که خیلی دوس نداشتیم؛ مثلا معلم یا استاد که میگفت بیشتر از یه تعداد سوال جواب نمیده؛ حالا باز بعضیاشون این فرصت رو به هر فردی میدادن ولی بعضیاشون به کل کلاس جمعا یه تعداد سهمیه سوال دادن میدادن که میشد بازی گروهی:)))
    اولین باری که خود هنگ من رو بازی کردم یادم نیست، اما یبار روی موبایلم ریختم و کلی بازی میکردم اما از ی جایی ب بعد تمام کلماتشو بازی کرده بودم و حفظ شده بودم. یجورایی حس میکردم فرصت هام تموم شده:(

  35. روز اول دوره گیمیفیکیشن در بازاریابی، سوال اول و دوم یجورایی با هم

    این بازی یجور کلمه یاب هست، مشابهش یه بازی هست که مثلا ۳ تا تیم داری، به هر کدوم ۷ تا حرف میدی، بسته به نوع کسب و کاری که داری سه تا کلمه کلیدی کسب و کارت رو انتخاب میکنی، حروف هر کدوم رو به یک گروه میدی بدون اینکه بدونن چیه اون کلمه، بهشون تایم میدی، ازشون میخوای که توی این بازه زمانی هر چقدر که میتونن کلمه بسازن، برای هر کلمه یک امتیاز براشون در نظر میگیری، از یک تعدادی بیشتر بشه کلماتشون امتیازات رو تصاعدی میتونی بکنی، و برای کلمه کلیدی هم یک امتیاز ویژه، و بعد هر گروهی که بیشترین امتیاز رو آورد یه جایزه مرتبط با کلمه کلیدی گروهش رو بهش میدی

    1. یه بازی بهتر برای این حالتی که میگی بازی پی شوم هست ما توی رویداد گیمیفیکیشن در بانکداری توسن هم ازش استفاده کردیم و مدیران بانکا به شدت درگیرش شدن دیگه فک کن آدمای عادی چقدر درگیر میشن

      1. در کسب و کار آموزش و کلاسهای آموزشگاه
        آموزشگاه یک متنی را درسایت قرار می ‌دهد و از مخاطب می ‌خواهد متن را ابتدا مطالعه کنند، سپس هدف دوره که مورد نظر آموزشگاه است را حدس بزنند. کسی که جمله درست را حدس بزند یک امتیاز می‌گیرد و فردی که بیشترین امتیاز را بگیرد می تواند از تخفیف ثبت نام در دوره بعدی استفاده کند.

        1. خوبه برای روزای اول ولی این تو ذهنتون باشه که هدف گیمیفیکشن اینه که بدون تخفیف دادن و پول خرج کردن جذابیت ایجاد کنه

  36. روز اول دوره گیمیفیکیشن در بازاریابی
    سوال اول:
    بازی های زیادی انجام دادم که این تم حدس زدن توش وجود داشته، از فکر بکر بگیر تا بازی حدس کلمه که نسخه های زیادی برای گوشی هم داره
    سوال دوم:
    میشه تو کافی شاپ برای اون هایی که گروهی میان یه بازی درست کرد به این شکل که زیر لیوان یا ظرف یکی از افراد گروه یه برچسب چسبوند و همون ابتدا در زمان آوردن سفارشات بهشون حق انتخاب داد تا حدس بزنن زیر سفارش چه کسی برچسب هست، هر کی درست حدس زد تخفیف می گیره یا دفعه بعد بخشی از منو رو می تونه با تخفیف انتخاب کنه، احتمالا میشه با همین روش نمونه های پیچیده تر و جذاب تری هم پدید آورد…

    1. یه مقدار زیادی شانس توی قضیه هست و خب امکان تقلب زیاده مثلا میتونستی یکار دیگه کنی بیای زیر لیوان این آدما یسری شماره بزاری و مثلا سیستم این باشه که هرکی شمارش بیشتر باشه بیاد حساب کنه ولی حالا یچیزی هم بگی حالت معما که افرادی که حلش بکنن بفهمن چجوریه تو پاچه یکی دیگه بکنن:)

    2. میتونی یک زنجیره تشکیل بدی. به عنوان مثال اگه میبینی که ی تیم 5 نفره اومدن کافه بهشون 5 تا کارت بدی . هر دفعه که با هم میان در صورتی که 5 تاشون باهم کارت رو داشته باشن میتونن تا 40 درصد تخفیف بگیرن. در صورتی که نداشته باشن کارتشون میسوزه و بقیه تخفیف های کمتری میگیرن. باید بیشتر پخته بشه. همین الان به ذهنم رسید

  37. خب ایده من درمورد یه هایپرمارکت اینترنتیه که وقتی مشتری خریدشو انجام میده و براش ارسال میشه به همراه خریدش یه کاتالوگ براش فرستاده میشه که از طریق تصاویر و اشکال که جذابیت داشته باشن بهش نشون میده که داریم چه محصولی رو معرفی می کنیم و اون باید حدس بزنه این چه محصولیه! از طریق همون اکانتی که داره حدس خودش رو برامون میفرسته، اگه حدسش درست باشه دفعه بعد همون محصول رو به صورت رایگان یا در محصولات با قیمت بالاتر با درصدی تخفیف براش میفرستیم ولی اگه اشتباه جواب بده دفعه بعد براش کاتالوگ ارسال نمیشه. خیلی مرحله به مرحله نیست ولی خب مشتری ترغیب میشه جواب درست رو پیدا کنه و اگر هم اشتباه جواب بده برای دفعه بعد خریدش میتونه امیدوار باشه که واسش کاتالوگ میاد

    1. خوب بود جوابت حالا اول راه هست و همه جواباشون توی تخفیف و ایناست آخرا راجع به راه حلایی حرف میزنیم که بدون تخفیف باشه

  38. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی
    سوال اول
    بازی “هنگ من” به نظر من در واقع چند نکته داره به عنوان یک بازی . یکی حدس زدن ؛ یکی محدودیتی که برای تعداد حدس ها در نظر گرفته شده و یکی استراتژی ای که در حدس زدن وجود داره و میتونه خودش یک جورایی راهنما بشه برای ادامه بازی .
    اولین بازی ای که به ذهن من اومد در مشابهت با این بازی ، بیست سوالی بود . هم حدسه ، هم محدودیت داره ولی با توجه به هوش کسی که داره بازی میکنه از حالت صرفا حدس خارج میشه . در هنگ من هم البته با توجه به هوش بازیکن ، میشه گفت حدس ها میتونن خودشون تعیین کننده باشن مثل دقت در انتخاب حروف مصوت یا صامت های پرکاربرد .
    یکی دیگر از بازی ها هم فکربکر که با یک نگاه گذرا به کامنت ها دیدم بهش اشاره شده و بازی موردعلاقه من بود در کودکی 🙂
    یک بردگیمی هم هست که یک کمی میشه این فاکتورهارو توش پیدا کرد . ” استوژیت” که باید حدس زد بازیکن مقابل چه کارتی رو انتخاب کرده . ولی درواقع خودش با یک کلمه ، عبارت یا جمله داره این هینت رو به سایر بازیکنان میده که چه کارتی مدنظرش بوده و سایرین باید این کارت رو از بین کارت هایی که بقیه باتوجه به این مفهوم گذاشتن وسط حدس بزنن ( اما قانون بازی اینه که این راهنمایی نه باید انقدر دقیق باشه که مستقیما حدس درست رو بزنن سایرین و نه انقدر دور که هیچکس نتونه حدس بزنه)

      1. بله بله خودمم متوجه شدم چون بلافاصله بعد از من و بین دو تا کامنتم ، یک فاطمه دیگه هم کامنت گذاشتن

  39. جواب سوال دوم روز اول دوره گیمیفیکیشن:
    من توی برگزاری چند تا کارگاه بودم. فکر میکنم میشه مثلا یک سوالی رو مطرح کرد توی اون کارگاه یا حتی قبلش توی شبکه های مجازی که چند تا جواب داره و کسی که بتونه همه جواب ها رو بده (یعنی بتونه هنگ منو کامل کنه) برنده یک تخفیف یا حتی یک کارگاه رایگان بشه. حالا این سواله میتونه در طول کارگاه پرسیده بشه و مرتب با محتوای گفته شده توی کارگاه، یا قبل از کارگاه و از پیش نیازهاش باشه.
    دلیلی هم که ما مطرح میکنیم سوال رو و براش جایزه میذاریم میشه یکی توجه افراد به محتوای کارگاه و بهتر فهمیدنش، یکی هم اینکه وقتی یکی ی جوابی میده و بقیه اون رو میخونن اونا هم توی محتوای آموزشی عمیق تر میشن.

    1. افرین خوبه فقط سعی کن جوابی که میدی توی حوزه بی ربطی باشه مثلا من مثال هنگ من رو برای یه سوال و حدس زد و بحث آموزشی آوردم تو دوباره توی بحث آموزشی مثال زدی مثلا ببرش توی فروشی بازاریابی یچیزی که خلاقیت بیشتری داشته باشه.یعنی من سلیقم اینه .

  40. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی
    سوال دوم
    مثلا در یک کسب و کار انلاین؛ قبل از اینکه مشتری به قسمت درگاه پرداخت فرستاده باشه ، بهش یک تصویر شطرنجی یا یک تعداد عدد یا حروف نمایش داده بشه که در واقع داره یکی از خصوصیات فروشگاه یا اجناس اون رو به نوعی معرفی میکنه . اگر درست حدس زد همونموقع از میزان پرداختش کم بشه و در واقع تخفیفی براش در نظر گرفته بشه . (البته بنظرم مهمه که انتخاب بگونه ای باشه که مشتری بتونه درست حدس بزنه البته اگر این روش موقتا در حال استفاده است که بهتره موقت هم باشه . اینجوری حس مثبت تری منتقل میشه تا اینکه طرف حدس اشتباه بزنه و حسی که بعدش خواهد داشت ، حس خسران باشه تا حس مثبت به برند )
    یا اینکه در هربار خرید (که این بستگی به نوع کالاهامون داره که تکرار خرید چقد در اون اتفاق میفته ) بهش یک حرف یا تکه ای از پازل(بازهم مربوط به کسب و کارمون) داده بشه و برمبنای اینکه با چه تعداد از این تکه ها تونسته حدس درست رو بزنه ، براش تخفیف یا جایزه ای درنظر گرفته بشه هرچه زودتر و برمبنای تکه های کمتری ، حدس درست رو زد ، تخفیف بزرگتری نصیبش میشه .

    1. خوبه مثلا ما دیشب رفتیم برگجان توی سعادت آباد ازمون خواستن دارت پرتاب کنیم که بهمون تخفیف بدن.یه چیزی توی همین مایه هاست حدس عکس مثلا یه چیزای نوستالژیک باشه بنظرم قشنگ تره حتی

      1. دقیقا ، کافه کتاب دورهمی هم تاس داشت ، اگر جفت شش میوردی تخفیف میداد
        تو کسب و کارهای حضوری شاید تنوع کاری که میشه انجام داد بیشتره ، ولی وقتی پای خرید انلاین وسطه ، یک سری تعاملات با مشتری حذف میشه و شااااید ظاهرا کار سخت تر بشه

  41. روز اول گیمفیکیشن در بازاریابی پاسخ سوال اول:
    تو ايرانسل همچین چیزی رو تو اپلیکیشن ایرانسل من انجام میدم. به این صورت که برنامه رو باز میکنیم گوشی رو تکون میدیم و روزی یه بار میتونیم بهمون یه جایزه یا کد تخفیف میده.

    تو اپلیکیشن 724 هم هست که اون به صورت گردونه شانس هست

      1. ببینید یه قسمتی تو اپلیکیشن ایرانسل من هست وقتی تو اون قسمت برید و گوشی رو تکون بدید به شما جایزه یا کد تخفیف از دیجی کالا یا جاهای مختلف رو میده

  42. روز اول گیمفیکیشن در بازاریابی پاسخ سوال دوم:

    خب من آموزش اینستاگرام برگزار میکنم
    تو پیجم
    مثلا میتونم یه داستان رو انتخاب کنم
    از توش3تا سوال در بیارم
    و تو ده پست آینده مثلا هر سه تاپست که گذاشتم یه دونه از این سوال هارو تو کپشن قرار میدم.
    و بین کساني به یک تا سه سوال جواب درست بدن قرعه‌کشی میکنم و جایزه میدم.
    درواقع این مسابقه رو هم به صورت داستانی وار بیان میکنم و خب خسته کننده و تکراری نیست و هم افرادی که حداقل یک سوال رو جواب درست دادن شانس بردن یک جایزه رو دارن

  43. روز اول گیمفیکیشن در بازاریابی پاسخ سوال دوم:

    خب من آموزش اینستاگرام برگزار میکنم
    تو پیجم
    میتونم مثلا سه تا سوال انتخاب کنم و هرهفته یکیشو بپرسم کسایی که به یک یا سه تا سوال جواب بدن میتونن کد تخفیف مثلا از ده تا30% دوره آنلاین منو بگیرن
    و از بین کسانی که دوره آنلاین شرکت کردن دوباره سوال میپرسم و به ترتیب به افراد کد تخفیف شرکت در دوره حضوری رو میدم.
    یا بجای سوال پرسیدن اونهایی که تونستن آموزش هارو بهتر اجرا کنن تخفیف ویژه دوره حضوری میدم.

    نمیدونم ارتباطی داشت یا نه ولی چیز دیگه ای به ذهنم نرسید

  44. روز اول دوره گیمیفیکیشن در بازاریابی، جواب سوال اول
    ———————————————————————————–
    یک بازی فکری (تخته‌ای) هست به نام فکر بکر، مکانیک بازی هنگ من بسیار شبیه به این بازیه، مهر‌هایی که پنهان شدن، مثل همون کلمه‌ای هستش که باید حدس زده بشه
    حروف درستی که حدس زده میشن و در کادر مربوطه نوشته میشه، مثل همون مهره‌های ریزی که برای راهنمایی در ستون کناری تخته فکر بکر قرار میگرفتن و کاربر رو راهنمایی می‌کردن
    تعداد حدس‌های محدود به تعداد حروف کلمه مورد نظر در بازی هنگ من هم شبیه ردیف‌های تخته فکر بکر

  45. جواب سوال دوم:
    خب همین منطق بازی رو میشه با تخفیف ترکیب کرد و همین چیزایی میشه که اغلب بچه ها گفتنش (و واقعا نظرای خیلی خوبی بود!). تو فیدیبو و طاقچه میتون اسم کتابو اینطوری کنن و یه توضیحات مبهمی درموردش بدن و همین بازی رو اجرا کنن! اینطوری سرچ ملت برا پیدا کردن کتابه خیلی بالا میره (فک کنم یکیشون اخیرا اجراش کرده بود) / اما داشتم فکر میکردم چرا به ازای هر خطا کم بکنیم! میشه یه اپتیمم ای از خطا رو درنظر بگیریم که مثلا اتفاقا اگه سه تا خطا داشته باشی اوج تخفیفو بهت میدیم! 🙂 من شخصا اینطوری بیشتر با بازیه حال میکنم. یا مثلا حتما زمان محدود بزاریم برای ثبت کلمه ها.

    1. روز اول گیمیفیکیشن درربازاریابی
      سوال دوم:این ایده برای باشگاههای ورزشی که رشته جدید بخوان معرفی کنند.اصطلاحات مرتبط و غیر مرتبط با رشته رو میزارن هر کس زودتر به جواب صحیح رسید در باشگاه مشتریان به عنوان علاقمندترین در اون رشته ثبت نام میشه و در صورت ادامه رشته هر شش ماه یه لقب میگیره تا مرحله مشاوریی و ….اگر غلط جواب داد بعنوان آشنا ثبت نام میکنه و هر شش ماه میتونه با بازی مشابه امتیاز بگیره و به لقب علاقمند نزدیک بشه و داستان ادامه داره…

  46. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی جواب سوال اول

    از اونجایی که از عنصر ترس از باخت استفاده میشه برای انگیزش بازیکن، من توی کسب و کارم (طراحی لوگو) ازش اینجوری استفاده میکنم که اتود های اولیه رو به صورت تار به مشتری نشون میدم. اگه بتونه از بین ۴ تا اتود شکل کلی ۲ تا رو حدس بزنه روی قیمت طراحیش ۲۵ درصد تخفیف میگیره!
    اینجوری اگر اشتباه بگه، یه ایده جدید واسه طراحی گیر من میاد
    و اگرم درست بگه، خودش طرح من رو توی ذهنش ساخته با یکم راهنمایی! پس احتمالا ازش راضیتر خواهد بود.

    1. خیلی خوب بود. خودمم در جاهایی استفاده خواهم کرد. متشکر
      البته یکم باید پخته تر بشه. اینکه شما بخواین از این موضوع ایده بگیرید یکم مبهم هست برام احتمالا به ماهیت کار شما برمیگرده که من تخصص ندارم

  47. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی
    جواب سوال اول:خیلی ویدئو رو نگاه کردم اولین بار بازی رو میدیدم ، سرچ کردم ببینم چی هست ،کاملا متوجه شدم

  48. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی جواب سوال اول
    بله تجربه مشابه بازی هنگ من رو زیاد داشتم
    جدیدا با اپلیکیشن bussu آموزش زبان رو از این طریق دارم تجربه میکنم که اگر جملات یا کلمات رو اشتباه حدس بزنی باید یه بار دیگه اون مرحله از اول یاد بگیری

  49. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی جواب سوال دوم:
    برای برنامه ای که راهنمای خرید رزیم عدایی هست، یک بحث اموزش به کاربر و دو میزان انطباق خرید با پیشنهاد، یک شخصیت کاراکتری (مثل میرا که فرمودید) تعریف می کنیم که می بایست حدس بزند برای خرید امروزش چه کالاهایی را (سلیقه خود )متناسب با شرایطش باید بخرد اگر حدس زده شده به ایتم های پیشنهاد برنامه منطبق بود و هر چه شخص از خودش اطلاعات بیشتری به برنامه بدهد، این کاراکتر توامندتر می شود.

  50. دوره گیمیفیکیشن در بازار یابی, جواب سوال اول:

    منم تجربه بازی کردن این بازی رو قبلا داشتم. اما چند سال پیش برای آموزش زبان به بچه ها ازش استفاده میکردم. به اینصورت که از از category های مختلف مثل حیوانات، مشاغل و … تعداد کلمه مشخص انتخاب میکردم مثلا ۱۰ تا، و تا تموم شدن ۱۰تا کلمه زمان محاسبه میشد و به ازای هر کلمه ای که درست حدس زده میشد امتیاز میگرفت. و در آخر به امتیازات بچه ها باهم مقایسه میشد و در نهایت کسی که برنده میشد ریوارد میگرفت.

    بنا به تجربه من روش تاثیرگذاری بود خصوصا برای بچه ها

  51. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی جواب سوال اول
    با سلام و وقت بخیر
    دقیقا همین بازی رو با اقوام انجام میدادیم و دو گروه تقسیم می شدیم و ی سری کلمه با معنی و نه خیلی عجیب انتخاب می کردیم که اگه کسی نمی تونست تو زمان توافق شده حدس بزنه تنبیه میشد مثلا باس می رقصید یا دور خودش چرخ میزد

  52. روز اول گیمیفیکیشن سوال اول
    بازی آفتابه رو انجام دادم 🙂 که این حالتی هست که به یک کلمه از ابعاد مختلف نگاه میکنه و برای تو تصویری قرار میده که بتونی از دل اون تصویر اون کلمه رو بیرون بکشی،،،مثل خیار مجلسی،ک خیاری که کت و شلوار پوشیده رو برای تو میاره

  53. روز اول گیمیفیکیشن سوال دوم
    تاحالا آدامس لاویز خوردین ؟و تونستین داستانش رو کامل کنید؟ خب این جوری بود که ما هر سری آدامس میخریدیم همراه این ادامس ی کاغذی بود ک شماره داشت و تصویر و در حد یک جمله اونو تفسیر کرده بود ،به تعداد آدامس هایی که میخریدیم هر کدوم یک بخشی ازون داستان رو کامل می کرد،،، خب این جوری فکر کنیم که ما برای فروش محصولاتمون ازین روند استفاده کنیم یعنی بیایم برای مشتری مثلا ۲۰تا از محصولات رو قرار بدیم و بگیم تو این ۲۰ تا محصول،۵تای اون شامل قسمت های مختلف داستان هست و هر کسی بتونه اون ۵تا محصول رو حدس بزنه و داستان کامل شده رو به ما بفرسته ما یکی ازون ۵ محصول رو به عنوان جایزه و یا حالا با تخفیف به مشتری میدهیم ..

      1. جواب سوال اول روز اول
        منم بچگی ها فکر بکر و بیست سوالی بازی کردم.

        در مورد سوال دوم دارم در مورد یه رستوران فکر میکنم، هر چی ایده به ذهنم میاد همش باید تخفیف بدم و از اینکار خوشم نمیاد.
        واقعا نمیدونم چجوری میشه تخفیف رو حذف کرد.

  54. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی:

    سوال دوم- من هدفم اینه سیستمی بسازم که کاربرای مشابه از نظر امتیازدهی به محصولات رو شناسایی کنه.
    واسه همین کاری که میکنم اینه یه مسابقه دو نفره برگزار میکنم….به هر کدوم از کاربرا یکی از آیتم های سیستم رو نشون میدم و میگم به این چه امتیازی میدی. امتیاز هم عددی بین 1 تا 5 هست. بعد از اینکه هر کدوم از دو نفر به اون ایتم امتیاز دادن از هر کدوم از طرفین میپرسم حدس میزنی رقیبت چند داده باشه؟ اگه یکیشون درست حدس زده باشه حریفش چه امتیازی داده اونی که درست حدس زده یه امتیاز میگیره و سیستم 1 ایتم دیگه بهش نشون میده میگه امتیاز بده به این ایتم…اما حریفش که اشتباه حدس زده 2 ایتم نشون داده میشه ازش میخواد اون دو تا رو امتیاز بده…حالا توی دفعه بعدی اونی که توی دور اول برنده شده بود دو تا شانس داره که حدس بزنه اما اونی که بازنده شده یه حدس….در نهایت این بازی رو تا یه امتیاز خاصی ادامه میدیم تا یکی از این دو تا رو بنده اعلام کنیم و بهش لقب نوستراداموس رو میدیم 🙂

  55. روز اول – دوره گیمیفیکیشن در دیجیتال مارکتینگ
    جواب سوال شماره 2:

    هدف: ترغیب نمایندگی های فروش در سطح کشور برای فروش مستمر و بیشتر یک محصول
    تعریف نمایندگی: فردیا بنگاه اقتصادی که از ما محصول را با قیمت نمایندگی(پایین تر) خرید می کند و به مشتری نهایی می فروشد.

    قوانین:
    1- نمایندگی بصورت فصلی تمدید می شود.
    2- خریدهای نمایندگیها از شرکت ما هفتگی انجام می شود.
    3- در طول هر فصل(13 هفته) نمایندگیها باید حداقل هشت هفته خرید انجام دهند.
    4- هر هفته ای که خرید انجام نمی شود یک امتیاز منفی دارد.
    5- در صورتیکه امتیازهای منفی به 5 برسد قرارداد نمایندگی لغو می شود (برای دوره بعدی تمدید نمی شود).
    6- در صورتیکه تعداد خریدها به هشت برسد قرارداد نمایندگی برای دوره بعدی تمدید می شود.
    7- با هر یک هفته خرید بیشتر مشوق هایی در نظر گرفته می شود.
    8- در صورت خرید در تمام هفته های یک فصل(13هفته) در فصل بعدی به پلن بالاتر(پورسانت بیشتر) ارتقا پیدا می کند.

    مقایسه قوانین بالا با قوانین بازی اصلی (hangman)
    1- برد بازی یعنی تمدید قرارداد.
    2- هر هفته خرید یعنی یک امتیاز و حدس درست.
    3- هشت هفته خرید یعنی کلمه هشت حرفی.
    4- پنج امتیاز منفی یعنی تعداد اجزای آدمک بالای دار و عدم تمدید قرارداد یعنی باخت.
    5- برد بازی یعنی تمدید قرارداد.
    6- هشت هفته خرید یعنی کلمه هشت حرفی است و تمدید قرارداد برای فصل بعدی برد در بازی.
    7- مشوق هایی خارج از بازی!
    8- مشوق هایی خارج از بازی!

    نکته:
    1- طبیعتا این فقط یک ایده کلی و بدون در نظر گرفتن سایر موارد و قوانین در گیمیفیکیشن و خارج از آن است. و برای نمونه ی بدون نقص باید بیشتر فکر کرد.
    2- پیاده سازی این ایده مثلا در پنل نمایندگیها در سایت/اپلیکیشن بصورت بصری موضوع دیگری است که باید جداگانه به آن فکر کرد.

  56. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی سوال دوم :

    کارکرد اصلی محصول ما مرور فلش کارت هست و باید دوتا کار رو خیلی خوب انجام بدیم، کاربر جذب کنیم و کاربران رو به مرور بیشتر ترغیب کنیم … حالا ما میایم و بازیکن ها یا کاربران رو تو دوتا گروه به صورت رندوم دسته بندی میکنیم بعد یه کاراکتر جذاب برای بازی تعریف میکنیم دو گروه دو ماموریت ساده دارن یک گروه باید در زمان مشخصی کاراکتر رو زنده نگه داره و یه گروه باید سعی کنه اونو ازبین ببره … مثلا اگه از 1 فروردین تا انتهای ماه زنده بمونه اعضای گروه ماه مشمول امتیاز در قالب خود بازی میشن و اگه گروه خورشید ماموریتش رو کامل کرد اون گروه امتیاز رو کسب میکنن … البته امتیاز تو قالب تخفیف و مسائل مالی نیست و بیشتر امتیازاتی هست که تو قالب خود بازی به بازیکن ها ارائه میشه …

    البته دسته بندی افراد تو دو گروه میتونه رندوم نباشه و اختیاری باشه …

    گروه اول : Savior ها – گروه دوم : Terminator ها

  57. روز اول

    جواب سوال دوم:
    اگر مثلا کسب و کار این باشه که ما وسایل و دکوراسیون براساس شخصیت های کارتونی طراحی می کنیم با این بازی

    اینطوری ه که همچین بازی رو طراحی میکنیم اگر درست حدس بزنید که محصول بعدی ما براساس چه شخصیتی ما اونو بهتون هدیه میدیم

    (چه جالب من بازی هنگ من رو در فیلم the machinist دیده بودم)

  58. سلام
    روز اول آموزش – جواب سوال 2

    در مورد بازی هنگ من یه ایده تو ذهنم اومد مربوط به کسب و کار خودمون ( رزرو آنلاین ویلا و اقامتگاه ).
    که مثلا عکس هنگ من رو تا نصفه بکشیم و زیرش چندتا خط بذاریم و بگیم هر کی بتونه حدس بزنه چه کلمه ای هست و هنگ منو نجات بده بهش تخفیف میدیم و …. . حالا نمیدونم ایده خوبی هست یا نه، ممنون میشم نظرتونو بگیدی 🙂

  59. جواب سوال دوم از روز اول
    سلام به همگی ، چون کار من مربوط به بازاریابیه کسب و کارهای زیادی هست بشه که نمونه بشه روش کار کرد فعلا برای فروشگاه عطر یه مثال مینویسم ممنون میشم با نظراتتون برای بهتر کردنش بهم کمک کنید .
    با توجه به اینکه فلسفه بازی هنگ من ترس از نباختنه یه مدل قدیمی رو معرفی میکنم برای شبیه سازی این قسمت ترس از نباختنه . روی پیشخون فروشگاه یه جای مناسب برای گذاشتن پونزده تا لیوان روی هم دیگه در نظر میگیریم . طوریکه ردیف اول پنج تا ردیف دوم چهار تا …‌ ردیف پنجم یه لیوان روی همه قرار بگیره . روی ردیف پنجم یه مدل از شیشه ادکلن میگذاریم . منظورم از مدل یه نمونه شبیه سازی شده شیشه ادکلنه ک از چند قسمت کوچکتر تشکیل شده و وقتی از بالای لیوانا میفته تیکه تیکه میشه ولی خراب نمیشه و میشه از سر بهم وصلش کرد . خلاصه پونزده تا لیوان ک بالاش یه شیشه عطر داریم . حالا قسمت اصلی ماجرا جور شد . قضیه از این قراره ک ما یه مسابقه داریم که در ابتدا یه عطر به مشتری میدیم بو کنه و اسمش رو نمیگیم ک بتونه سرچ کنه . سوال اینه که مشتری باید سه تا از اسانس های استفاده شده در ساخت عطر رو حدس بزنه . در ازای هر اشتباه یه لیوان از مجموع لیوانها باید برداره و یه شانس رو از دست میده ، نهایت سه تا حدس اشتباه میتونه بزنه وگرنه لیوانها میریزن ( ترس از باخت با تحقیر هم داریم ) اگر درست حدس زد و شیشه صوری ما دست نخورده موند جایزه رو که از همون عطر معرفمون هست بهش میدیم . برای هر بار استفاده از شانس لیوان ها میتونه یه بار با یکی از دوستاش تماس بگیره و دعوتش کنه برای خرید به فروشگاه ما بیان .
    هر دوست یا آشنایی ک حضوری قبل از پایان مسابقه پاشد اومد یه بار مسابقه رو میتونن از نو باهم بازی کنن .
    ۱۵ تا برگ داریم ک روی هر کدوم یه اسانس نوشته شده با شکلش مثلا یکی پرتقال یکی نعنا یکی دارچین و اینجور چیزا و همچنین اسانس های خاص دیگه . مشتریا از بین پونزده تا برگ میتونن انتخاب کنن

  60. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی سوال اول:
    اسم بازی رو نمیدونم ولی یه زمینه ای مشخص میکردیم (مثلا اسم شهر) به تعداد حروفی که داشت جای خالی میذاشتیم، به همون تعداد هم جا برای حدسای اشتباه. هر حرفی که درست میگفتن توی جای خودش مینوشتیم. اگه اسم رو درست حدس میزدن که برنده میشدن اگرم خونه های حدس اشتباه زودتر پر میشد میباختن.

  61. روز اول- سوال دوم
    من بیزینس شخصی ندارم ولی ترجیح دادم اینو توی بحث توسعه شخصی مطرح کنم (از اونجایی که سوال اول رو دوست نداشتم جواب بدم چون بنظرم نیاز به تفکر خاصی نداشت)
    در حد ایده میتونم بگم مثلا برای ست کردن اهداف روزانه مثلا موقع مطالعه کردن بگیم که اگه من ست کردم امروز شیش ساعت مطالعه کنم بیاییم ببینیم چند ساعت واقعا میخونم (چند درصد به برنامه ریزیم عمل کردم)
    اگه که بتونیم برنامه ریزی رو عمل کنیم یه جایزه بذاریم برا خودمون(برنده شدن بازی) ( هر چیزی بهش علاقه داریم مثلا یه قسمت سریال گیم اف ترونز رو ببینم یا حتی برم یه نخ سیگار بکشم {البته این باعث بیشتر شدن نرخ مصرف نشه یه وخ :))) }
    عمل نکردن به برنامه رو سطح بندی کنیم (مثل طناب اعدام توی بازی) :
    مثلا 95% عمل کردیم با یه روز تاخیر حق داری سریال رو ببینی
    اگه 90% عمل کردیم با دو روز تاخیر
    اگه زیر درصد خاصی بود تاخیر رو خیلی بیشتر کنی
    اگه بیشتر فکر بشه رو این ایده خودتون میتونین چیز عملی تری ازش در بیارین
    ممنون

  62. روز1 سوال2 دوره گیمیفیکیشن در بازاریابی
    من توی اینستا یه پیج خیریه دارم
    میشه برخی مواقع اول از فالوورها نظرسنجی کنم یه المان رو انتخاب کنند و بگم به بچه ها با اون المان یه نقاشی بکشن (برای ایجاد حس تعلق)
    بعدش کاری رو که از فالوورها میخوام تا یک روز معین بگم انجام بدن در غیر اینصورت اون نقاشی روز به روز بیشتر از بین بره
    البته این فعالیتی که قراره انجام بدن مرتبط با اون نقاشی هستش. تایم هم کوتاه هست ترجیحا. و اینکه باید یه عنصر هیجان انگیز هم به این کار اضافه بشه

  63. روز اول دوره گیمیفیکیشن در بازاریابی
    جواب سوال یک
    منم این بازی رو انجام دادم یادمه رو کامپیوتر یه همچین بازی داشتم برای زبان و تو کلاس زبان و دانشگاه هم بازی کردم با بقیه ! دیشب که کامنت بقیه رو خوندم که تو کلاس زبان بازی میکردن گفتم رو برادرم که همیشه سر زبان خوندن کلی ادا در میاره طفره می ره امتحان کنم اولش فک کردم شاید اگه بهش بگم کلمات انگلیسیه قبول نکنه ولی نه فقط قبول کرد بلکه دائما ایده میداد برای هیجان انگیز تر کردنش

    1. آفرین کلا ببین هیچوقت نترس کسی فکر کنه ایدت احمقانست الان مثلا من امشب تو اینستام یه بازی درست کردم گذاشتم اونقدر ملت بهم گفتن اینجاش اونجوری کن اونجاشو فلان کن:)) ولی در نهایت من کار خودمو میکنم

  64. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی :
    سوال دوم
    سلام ، اره یه جورایی میتونم بگم برای همین وبینار قبل عید که با شما داشتیم ، برای ترغیب اونایی که به گیمیفیکیشن علاقه نداشتن خیلی یا اصلا نمیدونستن چیه چندتایی محتوا در حد لقمه اماده کردیم بعد ۵ تا سوال گزینه دار گذاشتیم گفتیم برحسب درستا جایزه میدیم ، جایزه‌مونم کد تخفیف بود

  65. سوال دوم:
    ماهیت بازی تلاش برای بخشیده شدن شخص هست یکی از مواردی که میشه از این بازی استفاده کرد در راهنمایی و رانندگی هست . به عنوان مثال شخصی اگه بتونه مواردی از قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت کنه یا به افرادی رعایت قوانین رو آموزش بده جریمه اش بخشیده میشه. همچنین این مورد رو میشه در شرکت ها هم داشت. اگه شخصی که بابت تخلف در شرکت جریمه شده با آموزش به چند تن از کارکنان به شرطی که کارش رو درست انجام داده باشه جریمه اش بخشیده بشه.

    همچنین این کار در کشور آمریکا با عنوان خدمات اجتماعی برای مجرمین برخی از جرایم اعمال می شود. که در صورتی که خدمات اجتماعی رو انجام ندن حکم اصلی برقرار میشه.

  66. جواب سوال ۲ دوره گیمیفیکیشن در بازاریابی : محصولات ما یه سری خواص طبیعی داره که توی پیج به صورت لایو میتونیم بذاریم، که اگه بتونن اسمش رو درست حدس بزنن بهشون جایزه تعلق بگیره

  67. روز اول- جواب سوال دوم:

    اول بگم که کسب و کاری که دارم روش کار میکنم گل فروشی آنلاین هستش که تمرکزش روی گل‌های آپارتمانیه. من یه کوییز طراحی میکنم که یه گل آپارتمانی رو عکسشو نشون بده و چندتا سوال از جمله، اسم، تعداد دفعات آب دهی، نور لازم و… رو از کاربر بپرسه، در انتها به ازای درصدی از سوالات که جواب داده بهش امتیاز میدم، وقتی امتیازاتش به حدی رسید می‌تونه اونا رو خرج کنه

    1. چه هیجان انگیز!
      گل فروشی آنلاین خیلی جذابه!
      ما اتفاقا یکار نیمچه مشابه انجام داریم میدیم یه مجموعه ای هست به اسم میکا که ایناانبوه سازی میکنن جاهای لاکچری بعد یه قسمت دارن به اسم انجوی لایف که توی اون قسمت مثلا میخوان با بازی کاری کنن که ساکنین ساختمونشون با فرهنگ شن یه چیزی توی این مایه ها بعد قسمت اولش یه ایونت گل و گیاه بود که باید کاری بکنیم که حتی کسی که دغدغه گل و گیاه نداره دغدغه مند شه و اب دادن به گل جزو روتینش شه

  68. روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی
    جواب سوال دوم:
    برای کتابفروشی آنلاین میتونیم یه چالش بذاریم. به این صورت که هر کس کتابی را خرید، میتونه سه تا سوال از اصطلاحات کتابی که خریداری کرده طراحی و ارسال کنه. بستگی به موضوعی که داره سوالات دسته بندی میشه. در یک روز خاص مسابقه ای برگزار میشه و افراد میان به سوالاتی که طراحی شده پاسخ میدن. به جای اعدام هم میشه تکمیل درخت دانش را گذاشت. مهم اینه که اون روز درخت دانش تکمیل بشه. اینجوری قفل یه بخشی از سایت باز میشه مثلا بخش کتاب های نایاب یا کتاب ها با قیمت قدیمی

    1. کلا یچیزی قدیم توی کتاب خوندن بوده که ما الان به اون شکل نداریمش مثلا زکریای رازی میرفته کتاب ابن سینا رو حاشیه نویسی میکرده بعد خود این کتاب کلی ارزشمند شده!
      مثلا اگر میشد کاری کرد که بگیم مثلا من به جای انسان خداگونه خالی مثلا انسان خداگونه ای که دکتر مکری روش حاشیه نویسی کرده رو میخونم خیلی میتونست ارزشمندتر بشه!

  69. جواب سئوال اول روز اول
    یاد مسابقات تلیزونی افتادم یک سطل آب می گذاشتند روی سر یکی از هم تیمی ها و و هم تیمی دیگه تو مدت محدود باید به سئوالات جواب مب داد اگر تعداد جواب های درست از یک حدی کم تر بود سطل آب خالی می شد روی سر هم تیمیش

    1. روش فانی هست واقعا
      ولی خب مهمه که کجا بکار میبریمش یه معلمی اومد چندسال پیش یه ویدیو برام فرستاد که اره خاتمی تو جوجه ای و من گیمیفیکیشن ایرانو به لولای بالا رسوندم بیا نیگا چیکار کردم
      بعد یه بازی درست کرده بود سر کلاسش برای بچه های اول راهنمایی اینا سیستمش اینجوری بود که مثلا یه تیم دونفره میشدن دانش آموزشا نفر اول باید یه متنی رو عینا مینوشت همزنان همتیمیش سرش زیر آب بود تا این تمام نمیکرد نوشتنشو سر همتیمیش زیر آب میموند!

  70. .سوال اول از روز اول گیمیفیکیشن در بازاریابی: نه، تا حالا مشابه این بازی رو انجام ندادم
    سوال دوم: فروشگاه آنلاین لوازم آرایشی و بهداشتی
    توی صفحه اول سایت، یه سری سوال درباره ویژگی های ظاهری می پرسیم مثلا اسمت چیه؟ موهات چطوریه؟ رنگ پوستت کدومه؟
    حالا بر اساس جنسیت، یه چن 4 تا کاراکتر کارتونی با تناژ رنگی پوستی مختلف (برای آقایون آقا، برای خانوما خانم) نمایش داده می‌شه.
    حالا کاربر اون کاراکتر با رنگ پوست همرنگ پوست خودش رو انتخاب می‌کنه و اسم کاربر هم بالای این تصویر کاراکتر نمایش داده می‌شه که کاملا حس کنه خودشه و داره برای خودش خرید می‌کنه.
    حالا یه جمله ای نمایش داده می‌شه که محصولای آرایشی، بهداشتی، عطر و ادکلنی که بهت میاد رو بنداز تو سبد خرید!
    کاربر می ره و هر چیزی که دوست داره رو از سایت انتخاب می کنه و بعد که خریداش تموم شد، تو مرحله
    اخر بر اساس میزان محصولاتی که وارد سبد خریدش کرده، بهش تخفیف می‌دیم این تخفیفا بر اساس اون حجم از محصولی که توی سبد خریدش هست انقدر ترغیب کننده هست که ممکنه خریدش رو نهایی کنه، دومین مورد اینه که اون محصولا، دقیقا چیزایی هست که مناسبشه و دوست داره که بخره.
    با یه سری جمله های بامزه . مثلا فاطیما، در گوشت رو بیار کد تخفیفت رو بهت بگم
    اخر بازیم کاربر می تونه اون شخصیت کارتونی که شبیه خودش هست رو ( مثلا مدل موهاش، رنگ
    پوستش) دانلود کنه و اسکرین شات بگیره و توی شبکه های اجتماعی استوری کنه.
    ما با این بازی، هم کاربر رو سرگرم کردیم، هم کاربر با چرخیدن توی سایت ، امار سئو و بازدید سایت رو بالا برد، هم کلی توی محصولا گشت و با اونها آشنا شد و هم اینکه کلی محصولی که نیازش هست رو وارد سبد خرید کرد
    و با استوری کردن اون کاراکتر توی شبکه های اجتماعی، باعث معرفی کسب و کار من در سوشال مدیا شد
    تازه، اگه هم نمی خواست خریدش رو نهایی کنه، همه اون محصولایی که انتخاب کرده رو می تونه سلکت کنه و مبلغش رو پرداخت کنه و باقیش رو منتقل کنه تو یه قسمتی به اسم ماه دیگه میخرمش
    ینی این محصولا تو یه قسمتی باقی می مونن و کاربر این حسو نداره که اینهمه تایم گذاشتم الکی
    بعد می تونیم برای کاربرایی که محصول تو سبد خریدشون مونده، ماه دیگه پیامک یا ایمیل بریم که فاطیما، یادته تو دفه پیش با ( اسم فروشگاه) بازی کردیم؟ خواستم یادت بندازم که 6 تا محصولی که انداختیشون تو
    سبد ماه دیگه می خرم، فلان درصد تخفیف خورده

  71. روز اول
    جواب سوال دوم :
    من مشاور کسب وکار هستم و بعضی مواقع در مباحث تخصصی تدریس هم میکنم .برای اینکه بازدهی تدریس من بتواند بالاتر باشد ،باید افراد حاضر در کارگاه فعال باشند و با یکدیگر در پروژه های درون کلاس مشارکت داشته باشند . من هم بخاطر بالا بردن میزان فعال بودن و افزایش کار تیمی ، یک جدول امتیاز درست کردم که هرفرد اگر به سوالات پاسخ درست برسه یک امتیاز دریافت میکنه ، اگر هر فردی در پروژه های تیمی فعالیت داشته باشه دو امتیاز میگیره و هر تیمی که از پروژه های تعریف شده پیروز بیرون بیاد به تک تک اعضا 5 امتیاز تعلق میگیره .
    هر فردی که بتونه بالا ده امتیاز کسب کنه ،میتونه یک جلسه مشاوره مهمون من باشه و اگر بالای بیست امتیاز بگیره علاوه بر مشاوره رایگان 25درصد تخفیف در پروژه ی کسب وکاری (اگر قرار باشه با من کاری انجام بده )شامل ش میشه .
    در واقع با اینکار تلاش کردم که هم کار تیمی رو بالا بببرم و هم فعالیت فردی رو .

  72. گیمیفیکیشن در بازاریابی
    روز 1 سوال 2:
    کاراکتر شما دقیقا وسط یه خطی بازی رو شروع می‌کنه و سمت چپش یه خونه‌ی متروکه در حال آتیش گرفتنه و سمت راستش یه کاخ خیلی مجلل(بازی رو تو سبک پلتفرمر تصور کنید)
    کاخ مجلل________کاراکتر شما________آتیش
    این نکته هم بگم کاراکتر با هر لول که میره بالا یه سری ویژگیای ظاهری بهش اضافه میشه و تغییر میکنه.

    خب حالا بریم سراغ اینکه قراره به چه درد بخوره
    تو بازاریابی مثلا شما یه فروشگاه اینترنتی داری کاربر میاد ثبت نام میکنه تو لول یک قرار داره و بهش میگی خرید اولت تو این سایت با ۲۰ درصد تخفیف همراهه حالا اگه تو هفته اول خرید نکردی یه پله میری سمت چپ بیست درصدت میشه ۱۵ درصد و همینطور به مراتب کم میشه تا به خونه در حال آتیش گرفتن برسه که میشه صفر درصد. و از اون طرف هم میگی اگه ۳تا کاربر دعوت کنی یه پله میری سمت راست تخفیف میشه ۲۵درصد اگه خریدت بالای ۲میلیون تومن باشه یه پله دیگه میری سمت راست تخفیفت میشه ۳۰درصد و زمانی که به کاخ مجلل برسه وارد لول دوم میشه که یه سری ویژگی ها برای آنلاک میشه و همین داستان به شکل های متفاوت تکرار میشه.(توی کافه و آموزش و… هم میشه ازش استفاده کرد)

  73. عملا این صفحه مال روز یک هست و جواب من برای سوال دو
    یکی از سایت های استعدادسنجی قرار هست کمپینی برگزار کنه و از ما خواسته کمکش کنیم
    پیشنهاد من اینه که کمپین خودشناسی باشه یعنی وارد سایت بشه و حدس بزنه چه ویژگی هایی داره و سپس یک تصویر برای خودش انتخاب کنه. بعد ازش 10 تا سوال پرسیده میشه. اگر هر سوال رو جوری جواب داد که نتیجه اش غیر از ویژگی خودش بود عکس انتخابی کم رنگ میشه تا اینکه کلا محو بشه و بهش گفته میشه تو کلا خودت رو نمیشناسی. مثلا طرف ابتدا میگه من شخصیت مدیریتی دارم ولی بعد از تست میفهمه اصلا این طور نبوده
    اگر همه رو درست جواب داد برای شناخت دقیقتر میتونه با یک کد تخفیف وارد سایت بشه وگرنه یک کد تخفیف زمان دار به او داده می شود و چون قرار است گواهی به نام وی صادر شود شخص قادر به تقلب نخواهد بود

    1. خیلیا از این روش استفاده میکنن یعنی خیلی ار رواندرمانگرا و کوچا و … اوج لذتشون اینه که در تو یک تناقض ئیدا یا ایجاد کنن و بعدش برای درمانش ازت پول بگیرن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فهرست مطالب